1. نظریه آریستارخوس (Aristarchos )

تقریبا نخستین نظریه‌اى كه در مقابلِ سیستمِ زمین‌مركزى در یونان مطرح شد نظریه آریستارخوس ساموسى درباره حركت انتقالى زمین به دور خورشید و مركز نبودن آن براى عالم بود، به طورى كه ارشمیدس به صراحت، فرضیه‏اى را كه بر اساس آن ثوابت و خورشید بی‏حركتند، و زمین در محیط دایره‌اى است كه خورشید در وسط آن قرار گرفته و به دور خورشید می‏گردد، به آریستارخوس نسبت می‏دهد و آن را بزرگ‌ترین پیشرفت علم می‏شمارد. (دورانت، 1367، ج 2، ص 707. و نیز: راسل، 1373، ج1، ص314) راسل نیز در كتاب تاریخِ فلسفه غرب آن نظریه را به‌عنوان شكلِ كامل فرضیه كوپرنیك (1474-1543م) قلمداد كرده است. (راسل، همان، ج1، ص313) ولى به نظر می‌رسد، این گفته راسل صحیح نباشد، چرا كه نظریه آریستارخوس نه نظریه‌اى ریاضى بوده، و نه نظریه‌اى منطبق با واقعیتِ مداریِ منظومه شمسی؛ بلكه صرفاً براساس مشاهدات و رصدهاى پیوسته، به طورِ بیانى و گفتاریِ ساده می‌گفت كه زمین و سیارات دیگر در مدارهاى دایره‌اى مختص به سیارات (Tropic of copricorn) به دور خورشید می‌گردند و این نوع فرض براى حركتِ اجرامِ آسمانى صحیح به‌نظر می‌رسد. به همین جهت، نظریه آریستارخوس، چیزى بیش از آنچه كوپرنیك مطرح كرده بود، نبوده است. و بلكه شاید به خاطر فرض گرفتنِ این مسئله، اندكى كم اعتبار‌تر از نظرِ كوپرنیك بوده باشد.

مشكلِ زمینِ متحرك

تنها مشكل اساسى كه متوجه نظریه زمینِ متحرك بوده و هست، مسئله اختلاف منظر(parallax) است. براى توضیحِ اختلاف منظر، به بیانِ ساده‌اى از هلزى ‌هال بسنده می‌كنیم:

ایرادِ علمى جدى بر نظر آریستارخوس این بود كه اگر زمین حركت می‌كند، پس جاى ستارگان هم باید به نسبتِ یكدیگر تغییر كند، مانند چیزهاى ثابتى كه از درون كشتیِ در حال حركت دیده می‌شوند. اما وقتى كشتى از آن چیزها بسیار دور باشد، حركتِ كشتى در مقایسه با فاصله آن اجسام از كشتى، ناچیز است و بنابراین تغییرِ وضع‌هاى نسبى از دیده پنهان می‌ماند. پاسخ درستِ این ایراد این است كه فاصله‌هاى اخترهاى ثابت باید آنقدر زیاد باشد كه در مقام مقایسه، قطر مدارِ زمین ناچیز بنماید. و به قولِ ارشمیدس، این نكته را نیز آریستارخوس بیان كرده بود". (هلزى هال، 1363، ص99).

همان گونه كه از منابع و شواهدِ تاریخى پیدا است، خودِ آریستارخوس به طورِ كاملا علمى و تحقیقى، به حمایت و اثباتِ نظریه حركتِ زمین و مركزیتِ خورشید، پرداخته بود. و بسیارى از حقایقِ مربوط به آسمان پر ستاره را فهمیده بود؛ از این‌رو یكى از محققانِ تاریخ فلسفه نوشته است:

(ما امروزی‌ها كه) می‌گوییم بزرگیِ فواصل، بزرگیِ تغییرات را جبران می‌كنند، چنین می‌نماید كه حتى آریستارخوس نیز در شرایطِ نامساعد‌تر زمان خود، همین گونه حكم كرده است." (گمپرتس، 1375، ج3، ص1454.) این تفكر دقیقا همان اندیشه‌اى است كه در میانِ منجمانِ زیركى چون بیرونى (362-442ق، مقارن با 973-1053م) از مسلمانانِ دوره شكوفاییِ علوم در بین مسلمانان، رواج داشت، به طورى كه همان بیرونى براى اولین بار در طول تاریخ نجوم به تبیینِ دقیق و علمیِ آن پرداخت.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()


این وبلاگ با هدف افزایش اطلاعات نجومی شما تاسیس شده است امیدواریم که اطلاعات ما مورد استفاده و رضایت شما قرار گیرد . ما را از انتقادات و پیشنهادات خود بهره مند سازید . به دلیل نتایج حاصل شده از نظر سنجی سعی می کنیم تا پست ها را به گونه ای بنویسیم تا بیشتر مورد استفاده دانش آموزان عزیز قرار بگیرد .متشکریم
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آتشفشان ها در فضا (9)
تلسکوپ ها (20)
اسطرلاب (12)
ماده تاریک (15)
کتب نجومی (42)
کهکشان ها (32)
تاریخچه نجوم (11)
کسوف و خسوف (33)
مقالات جالب نجومی (44)
وسایل و ابزار نجومی (50)
دانشمندان علم نجوم (64)
اصطلاحات نجومی (130)
منظومه شمسی (41)
درباره علم نجوم (20)
نجوم در اسلام (43)
اجرام آسمانی (120)
دنباله دار ها (18)
سحابی ها (15)
ماهواره ها (39)
سیارک ها (15)
سیاه چاله (17)
ستارگان (31)
آموزش (115)
احسان
محسن
مهر 1391
شهریور 1391
فروردین 1389
بهمن 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Huddle
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Halley
کهکشان کارت ویل
نکات جالب در مورد فضا
هاله تاریک (Dark halo)
نوار راه شیری
کهکشان راه شیری
کهکشان اندروما
ناحیه ساختار مارپیچ
شبه کره بسیار عظیم
برامدگی های کهکشانی
بازو های مارپیچی
کهکشان مار پیچی ( قسمت دوم )
کهکشان های نامنظم(قسمت دوم)
ویژگی کهکشان ها
لیست آخرین مطالب





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات