تبلیغات



آفرینش منظومه شمسی

«آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»!  « زمین و سیارات را نوآوری نمود».

(واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آیه نیز به معنی: "بالا بردن و افزایش دادن" است که از معانی آن است).

 نکات آیات: 1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.2ــ مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی. 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن در قرآن

کسانی که به خدا معتقد نبوده و نیستند از جمله می گفـته اند و می گویند که: وقـتی مـا می میرویم دیگر زنده نمی شویم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ایـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آیا آفـرینش شما مشکـل تر است یا منظومه شمسی؟ این به این معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حیات و زندگی برگردانده شده است.

و در آیه 101 سوره انعام نیز گفته که خدا بدیع زمین و سیارات است. بدیع بمعنی: نوساز، نوآور، نوین پرداز و مواردی از این قبیل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و این موضوع از جنبه ضمنی و تلویحی به این معنی است که زمین و سیارات پیش از این چیزِ دیگری بوده اند و وضعیت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.

مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه یک ستاره بسیار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
مرده بودن منظومه شمسی از نظر قرآن

کسانی که به خدا معتقد نبوده و نیستند از جمله می گفـته اند و می گویند که: وقـتی مـا می میرویم دیگر زنده نمی شویم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ایـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آیا آفـرینش شما مشکـل تر است یا منظومه شمسی؟ این به این معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حیات و زندگی برگردانده شده است.

و در آیه 101 سوره انعام نیز گفته که خدا بدیع زمین و سیارات است. بدیع بمعنی: نوساز، نوآور، نوین پرداز و مواردی از این قبیل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و این موضوع از جنبه ضمنی و تلویحی به این معنی است که زمین و سیارات پیش از این چیزِ دیگری بوده اند و وضعیت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.

مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه یک ستاره بسیار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.





طبقه بندی: نجوم در اسلام،  منظومه شمسی، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
ایجاد شب و روز از نگاه قرآن

منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز  درست کردن برای سیارات آنست. و شب و روز در سیارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعیت محور آن نسبت به خورشید است. وقتی محور سیاره به موازات خورشید قرار  می گیرد با چرخش سیاره بدور خود باعث ایجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمین یا هر سیاره دیگری عمود بر خورشید قرار می گرفت شب و روز ایجاد نمی شد هر چند سیاره بدور خود نیز می چـرخید. مثلاً اگر قطب شمال زمین رو به خورشید می بود قطب شمال همیشه روز می بود و قطب جنوب همیشه شب، هر چند زمـیـن بدور خود نیز می چرخید.

مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ریزی شده بودنِ ایجاد "شب و روز" در آنست. و این چیزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمین مرکز عالم بود و خورشید بـدور آن می چرخید نمی خواند. چون در صورت گردش خورشید بدور زمین ایجاد شب و روز امری طبیعی می نمود، ولی در صورت گردش زمین بدور خود و بدور خورشید است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمین و سیارات نسبت به خورشید شب و روز در آنها ایجاد نخواهد شد.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
فـاصـلـه گـرفـتـن سـیـارات از هـمـدیـگـر

«آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبیده" بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟

«خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».

 «و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».

نکات آیات: 1ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ میان سیارات تعادل وجود داد.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
اتصال زمین و سیارات از نظر قرآن

چنانکه پیش از این آمد خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند  و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اینکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصیف نموده  این است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها"  دارد.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
ستون های نامریی از دیدگاه قرآن

سیارات منظومه شمسی با نیروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
تعادل میان سیارات از دیدگاه قرآن

عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادن همدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن از از خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود). نیروی کشش خورشید و دفع زمین به یک اندازه است، به این خاطر نه خورشید می تواند زمین را بطرف خود بکشد و نه زمین از مدار خود دور خورشید خارج شده و به بیرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمین در مداری شبه بیضی دور خورشید می گردد هنگامی که به خورشید نزدیک می شود سرعت آن بیشتر می شود، در نتیجه نیروی دفع (نیروی گریز از مرکز) آن نیز بیشتر می شود که برابر می شود با نیروی جاذبه بیشتر شده خورشید، و هنگامیکه از خورشید دور می شود و نیروی جاذبه خورشید کمتر می شود سرعت حرکت آن نیز کمتر می شود، و به این شکل همیشه نیروی جذب و دفع (نیروی گریز از مرکز) برابر است. این وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمین و ماه.





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
اثبات وجـود 11 سـیـاره در قرآن

 « یوسف به پدر خود گفت: پدرم! من یازده سیاره دیدم و خورشید و مـاه را دیدم که برای من سجده می کرده اند».

نکـتـه آیـه: یوسف 11 سیاره دیده است:

"خورشید" و "ماه" که یوسف در خواب دیده پدر و مادر وی (کـه مادر وی در واقع خالـه وی بوده) می باشد. و 11 سیاره 11 برادر وی می باشد، ولی دیدن 11 سیاره الـزاماً به این معنی است کـه یازده سیاره برای دیده شدن می بایست وجود داشـته باشد.

در زمانی که یوسف این خواب را دیـده (یعـنی 2000 سال پیش از میلاد مسیح)،  تا زمان محمد و همینطور تا پیش از اختراع تلسکوپ، انسان فـقـط سیاراتی را که بچشم می دید می شناخت. یعنی عـطارد، زهره، مریخ و مشتری.

هـفتمین سیاره (اورانوس) در سال 1781 کشف شد ــــ نپتون (هشتمین سیاره) در سال 1846 ـــ و پلوتون (نهمین سیاره) در  سال 1930. مجموع سیارات منظومه شمسی که فعلاً انسان آنها را می شناسد 9 تا است.

در سال 1992 انـسـان یـک سـیاره یخی کوچکی را در خارج از حومه پلوتون کشف کرد. و از آن پس 15 سیاره کوچک دیگر را در همان نواحی پیدا کرده، ولی فعلاً مشغـول بررسی آنهاست که آیا سیاره هستند یا سیارک و یا چیز دیگری.

در سال 2003 سیاره دیگری کشف شد که بعدها بعنوان دهمین سیاره شناخته شد. جرم آن حداقل به اندازه پلوتون است و فاصله آن از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است.

« خدا سیارات و زمین را نگه می دارد که فرونپاشند، اگر فروبپاشند کس دیگری غیر خدا نیست که بخواهد آنها را بگیرد. خدا خیلی بردبار است و مسائل را برای تعیین تکلیف شدن به آینده موکول می کند».

هـمانطور که آیـه مطرح کـرده زمـیـن و سیارات در واقع در مدار خود نگه داشـته شده اند که فـرو نمی پاشند. چیزیکه آنها را نگه داشته نیروی جاذبه و دافعه (گریز از مرکز) میان آنها و خورشید است. و اینکه آیه می گوید خدا آنها را نگه داشته جنبه مجازی دارد. به این معنی که قانون جاذبه و دافعه (گریز از مرکز) از طرف خدا وضع شده است.

(هیچیک از علومی که ما در این کتاب از آن صحبت می کنیم در زمان محمد وجود نداشته است. و منظور از موکول نمودن مسائل به آینده برای تعیین تکلیف شدن" اینست که خدا به هر کسی و هر مردمی فرصت یک زندگی می دهد، و مجموع اعمال آنها را در نهایت حسابرسی می کند، و به خاطر ستمگری کسی یا کسانی یا حاکمیتی نظام هستی را به هم نمی ریزد و همه چیز را نابود کند).

 





طبقه بندی: منظومه شمسی،  نجوم در اسلام، 
شنبه 10 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
نظریه زمین‌مركزى

نظریه زمین‌مركزى در طول تاریخِ پر فراز و نشیبِ علم نجوم، به آن راحتى كه در تصورِ ما است، مورد قبولِ همگان نبوده است، بلكه از همان صبحِ پرطراوت باستان تا اواخرِ شكوفاییِ دوره اسلامیِ علوم، مخالفان و نقادانى داشته است؛ به‌طورى كه در مقابلِ آن، نظریه‌هاى دیگرى به عنوانِ سیستم گردشى براى سیارات و اجرام آسمانى پیشنهاد و كشف شد.

شكل‌گیریِ این نوع مخالفت‌ها و اكتشافات، به زمان آریستارخوسِ ساموسى در چهار یا پنج قرن پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. و به همین ترتیب در میان یونانیان و حتى هندی‌هاى شرق‌نشینِ باستان، مخالفت‌هاى علمى و عقیدتى با آن صورت گرفت؛ تا اینكه علم نجوم با همه عظمتش وارد دوره با شكوه اسلامى شد كه در این دوره بسى عمیق‌تر و علمی‌تر مورد بازاندیشى و نقادى قرار گرفت؛ به گونه‌اى كه بسیارى از زیرساخت‌هاى نجوم و فیزیكِ پیشرفته (یعنى آنچه كه امروزه به عنوان علمى پیشرفته شاهدِ آن هستیم) در این دوره پی‌ریزى شد. نظریاتى نظیرِ گردش سیارات داخلیِ( Inferior planet) مدارات منظومه شمسى به دور خورشید توسطِ دانشمندان دوره شكوفایى ستاره‌شناسى مسلمانان، عبورِ عطارد از بالاى خورشید و گردشِ آن به دور خورشید توسط بوعلى سینا، و بیضویت مداراتِ حركتیِ سیارات به دور خورشید توسط ابوسعید سجزى، و بسیارى از نظریه‌هاى متعالى كه در این دوره كشف و مطرح شد.

و بالاخره این پیشرفت، با همه آثار مكتوب و صنعتى (ابزار آلاتِ نجومی) كه داشت، در دوره رنسانس به‌وسیله تاجران و غارت‌گرانِ فرهنگى به مناطق گوناگون اروپایى (مثل ایتالیا، فرانسه، لهستان، و.. ) منتقل شد، به‌طورى كه در عرصه مناطق اسلامى حتى آثارى از برخى كتاب‌ها و ابزار آلات نجومى به جا نماند. و امروزه براى بررسیِ چنین منابعى ناچار از رجوع به كتابخانه‌هاى اروپایى هستیم (تازه اگر آن غارت‌گران چنین اجازه‌اى را براى استفاده علمى از منابع میراثیِ خودمان به ما بدهند!)

مناسب است كه به طور اجمالى، شكل‌گیرى مخالفت‌ها و نوآوری‌هاى دانشمندانِ دوره باستان و دوره اسلامى در مقابلِ نظریه زمین‌مركزى را از لحاظ تاریخى بررسى كنیم.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
1. نظریه آریستارخوس (Aristarchos )

تقریبا نخستین نظریه‌اى كه در مقابلِ سیستمِ زمین‌مركزى در یونان مطرح شد نظریه آریستارخوس ساموسى درباره حركت انتقالى زمین به دور خورشید و مركز نبودن آن براى عالم بود، به طورى كه ارشمیدس به صراحت، فرضیه‏اى را كه بر اساس آن ثوابت و خورشید بی‏حركتند، و زمین در محیط دایره‌اى است كه خورشید در وسط آن قرار گرفته و به دور خورشید می‏گردد، به آریستارخوس نسبت می‏دهد و آن را بزرگ‌ترین پیشرفت علم می‏شمارد. (دورانت، 1367، ج 2، ص 707. و نیز: راسل، 1373، ج1، ص314) راسل نیز در كتاب تاریخِ فلسفه غرب آن نظریه را به‌عنوان شكلِ كامل فرضیه كوپرنیك (1474-1543م) قلمداد كرده است. (راسل، همان، ج1، ص313) ولى به نظر می‌رسد، این گفته راسل صحیح نباشد، چرا كه نظریه آریستارخوس نه نظریه‌اى ریاضى بوده، و نه نظریه‌اى منطبق با واقعیتِ مداریِ منظومه شمسی؛ بلكه صرفاً براساس مشاهدات و رصدهاى پیوسته، به طورِ بیانى و گفتاریِ ساده می‌گفت كه زمین و سیارات دیگر در مدارهاى دایره‌اى مختص به سیارات (Tropic of copricorn) به دور خورشید می‌گردند و این نوع فرض براى حركتِ اجرامِ آسمانى صحیح به‌نظر می‌رسد. به همین جهت، نظریه آریستارخوس، چیزى بیش از آنچه كوپرنیك مطرح كرده بود، نبوده است. و بلكه شاید به خاطر فرض گرفتنِ این مسئله، اندكى كم اعتبار‌تر از نظرِ كوپرنیك بوده باشد.

مشكلِ زمینِ متحرك

تنها مشكل اساسى كه متوجه نظریه زمینِ متحرك بوده و هست، مسئله اختلاف منظر(parallax) است. براى توضیحِ اختلاف منظر، به بیانِ ساده‌اى از هلزى ‌هال بسنده می‌كنیم:

ایرادِ علمى جدى بر نظر آریستارخوس این بود كه اگر زمین حركت می‌كند، پس جاى ستارگان هم باید به نسبتِ یكدیگر تغییر كند، مانند چیزهاى ثابتى كه از درون كشتیِ در حال حركت دیده می‌شوند. اما وقتى كشتى از آن چیزها بسیار دور باشد، حركتِ كشتى در مقایسه با فاصله آن اجسام از كشتى، ناچیز است و بنابراین تغییرِ وضع‌هاى نسبى از دیده پنهان می‌ماند. پاسخ درستِ این ایراد این است كه فاصله‌هاى اخترهاى ثابت باید آنقدر زیاد باشد كه در مقام مقایسه، قطر مدارِ زمین ناچیز بنماید. و به قولِ ارشمیدس، این نكته را نیز آریستارخوس بیان كرده بود". (هلزى هال، 1363، ص99).

همان گونه كه از منابع و شواهدِ تاریخى پیدا است، خودِ آریستارخوس به طورِ كاملا علمى و تحقیقى، به حمایت و اثباتِ نظریه حركتِ زمین و مركزیتِ خورشید، پرداخته بود. و بسیارى از حقایقِ مربوط به آسمان پر ستاره را فهمیده بود؛ از این‌رو یكى از محققانِ تاریخ فلسفه نوشته است:

(ما امروزی‌ها كه) می‌گوییم بزرگیِ فواصل، بزرگیِ تغییرات را جبران می‌كنند، چنین می‌نماید كه حتى آریستارخوس نیز در شرایطِ نامساعد‌تر زمان خود، همین گونه حكم كرده است." (گمپرتس، 1375، ج3، ص1454.) این تفكر دقیقا همان اندیشه‌اى است كه در میانِ منجمانِ زیركى چون بیرونى (362-442ق، مقارن با 973-1053م) از مسلمانانِ دوره شكوفاییِ علوم در بین مسلمانان، رواج داشت، به طورى كه همان بیرونى براى اولین بار در طول تاریخ نجوم به تبیینِ دقیق و علمیِ آن پرداخت.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
2. نظریه آناكسیمندر (Anaximander)

دومین نظریه‌اى كه در مصاف با فرضیه بطلیموس به چشم می‌خورد، اندیشه آناكسیمندر درباره زمین است كه می‌گفت: "زمین آزاد در فضا شناور است و بر چیزى تكیه ندارد".(راسل، همان، ج1، ص311) البته این نظریه بیشتر به مقابله با تفكرِ افسانه‌اى تكیه زمین به دو شاخ گاو، و... شبیه است تا مقابله با زمین‌مركزى، اما با این حال با توجه به شواهدِ تاریخى (علی‌رغمِ ابهاماتِ فراوانى كه دارد) آناكسیمندر از مخالفانِ این سیستم به شمار می‌رود. قابلِ توجه است كه اندیشه تكیه زمین به موجوداتى نظیرِ گاو، نهنگ، لاك پشت و... از سرزمینِ باستانى و قبل از اسلام (یونان، ایران، هند، و مصر و بابل ) به عرصه علوم و معارف اسلامى وارد شده است؛ اگرچه در صورتِ صحیح بودنِ روایت‌هاى مربوط به آن، شاید داراى تاویل و تفسیرِ عرفانیِ ویژه‌اى باشد كه آن هم بر هیچ كس عیان نیست.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  


این وبلاگ با هدف افزایش اطلاعات نجومی شما تاسیس شده است امیدواریم که اطلاعات ما مورد استفاده و رضایت شما قرار گیرد . ما را از انتقادات و پیشنهادات خود بهره مند سازید . به دلیل نتایج حاصل شده از نظر سنجی سعی می کنیم تا پست ها را به گونه ای بنویسیم تا بیشتر مورد استفاده دانش آموزان عزیز قرار بگیرد .متشکریم
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آتشفشان ها در فضا (9)
تلسکوپ ها (20)
اسطرلاب (12)
ماده تاریک (15)
کتب نجومی (42)
کهکشان ها (32)
تاریخچه نجوم (11)
کسوف و خسوف (33)
مقالات جالب نجومی (44)
وسایل و ابزار نجومی (50)
دانشمندان علم نجوم (64)
اصطلاحات نجومی (130)
منظومه شمسی (41)
درباره علم نجوم (20)
نجوم در اسلام (43)
اجرام آسمانی (120)
دنباله دار ها (18)
سحابی ها (15)
ماهواره ها (39)
سیارک ها (15)
سیاه چاله (17)
ستارگان (31)
آموزش (115)
احسان
محسن
مهر 1391
شهریور 1391
فروردین 1389
بهمن 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Huddle
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Halley
کهکشان کارت ویل
نکات جالب در مورد فضا
هاله تاریک (Dark halo)
نوار راه شیری
کهکشان راه شیری
کهکشان اندروما
ناحیه ساختار مارپیچ
شبه کره بسیار عظیم
برامدگی های کهکشانی
بازو های مارپیچی
کهکشان مار پیچی ( قسمت دوم )
کهکشان های نامنظم(قسمت دوم)
ویژگی کهکشان ها
لیست آخرین مطالب