3. نظریه فیلولائوس

سومین نظریه‌اى كه در میان ورق‌هاى درخشانِ تاریخ می‌درخشد نظریه مسكوت‌‏مانده فیلولائوس درباره عدم مركزیت زمین در آسمان بیكران است كه می‌گفت:

زمین مركز كاینات نیست، و تنها یكى از چندین سیاره‌‏اى است كه به دور آتش مركزى در گردش‌‏اند. (دورانت، همان، ج 2، ص 378 )

اما فرقى اساسى میانِ نظریه "كره و گوى آتشینِ (Fireball) مركزیِ" او و نظریه سآریستارخوس وجود داشت، زیرا:

از نظرِ او جهان كروى و محدود است، و آتشِ مركزى در مركز آن جاى دارد. ...(او) ضمنِ اعتقاد به دوران زمین بر گرد مركز جهان، فلك ثوابت را نیز همچون گذشته، همانند سایر افلاك در حركت می‌دانست.(اكرمى،1380، ص53.) در حالى كه آریستارخوس نظریه شبهِ خورشیدمركزى خود را در مقابله با این رویكرد به سیستم حركتى سیارات ارائه كرده بود.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
4. نظریه هراكلیتوس

هراكلیتوسِ پنتوسى هم در ردیف نوآورانِ سحرگاه یونان باستان به‌عنوان چهارمین نظریه‌پرداز برعلیه سیستمِ هیپارخوسى ـ بطلیموسى (زمین‌مركزی) از جمله دانشمندانى بود كه با سرسختیِ تمام در مقامِ مخالفت با سیستمِ زمین‌مركزى و تفكرِ ساكن بودنِ آن در جایگاهِ خود، در تبیینِ علمى و واقع‌بینانه از آسمانِ كاملا واضح و با صداقت می‌كوشید، وى می‌گفت:

اگر به جاى اینكه‏ تصور كنیم تمام دنیا به دور زمین می‏گردد، بپنداریم كه زمین‏ دور محور خود می‏چرخد، بر بسیارى از مسائل چیره ‏شده‏ایم. (دورانت، همان، ج 2، ص563.) او علاوه بر پافشارى به نظریه گردشِ محوریِ زمین، با توجه به دقت‌هاى فراوان در نحوه حركتِ سیارات در آسمان پى برده بود كه حركتِ دو سیاره زهره و عطارد فقط با گردش به دورِ خورشید قابلِ توجیه و تبیین است؛ از این‌رو با صراحت بیان كرد كه این دو سیاره نه تنها به دور زمین نمی‌گردند بلكه به‌طور كاملاً واضح به دور خوشید در گردش‌اند. (كرومبى، 1371، ج1، ص101.) او در این مرحله از وظیفه خود در قبالِ علم، دو گامِ بسیار اساسى و والا برداشت (حركت‌ محورى زمین و گردش زهره و عطارد به دور خورشید)، با این كه به خاطرِ عواملِ گوناگونى، تثبیت و مقبولیتِ نظریه مركزیت خورشید بر سیاراتِ هفتگانه (عطار، زهره، زمین، ماه، مریخ، مشترى، زحل) صدها سال به تأخیر افتاد.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
5. نظریه آریه بته در هندِ باستان

از میان دانشمندان پرآوازه در سرزمینِ باستانى و تمدن سازِ آسیاى شرقى، یعنى هند، آریه بته اول (كه با نام‌هاى گوناگونى نظیرِ: آرجبهد، آرجیهد، آرجهبد، آرجهبز، شناخته شده است) به چشم می‌خورد، كه فقط سامانه گردش محورى زمین را مطرح ساخت؛ در زمانِ هندِ باستان همچون یونان، "عقیده عموم برآن بود كه زمین در مركزِ گیتى است و تمامى حركات به دور آن انجام می‌شوند ولى آریه بته اول، علی‌رغمِ دیگر منجمانِ هندى، می‌گفت كه زمین به دور خود می‌چرخد". (كریشنان، 1367، ج1، ص466 و بعد. و نیز بیرونى، 1373ق-1954م، ج1 ص 49 به بعد. همچنین: بیرونى، 1403ق-1983م، ص205 و بعد).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
مخالفان نظریه زمین‌مركزى در میان دانشمندانِ اسلامى

علی‌رغمِ نظریاتى از این دست كه در میان باستانی‌ها در مقامِ مخالفت با سیستم زمین‌مركزى مطرح شده است، اما آنچه در میان مسلمانان شكل گرفته است بسى متفاوت از نظرات پیشین است. نكته اساسى در مورد تفاوت مزبور، دقت و ظرافتِ بسیار زیاد در نگرش‌هاى دانشمندان اسلامى است؛ نگرش‌هایى نظیر بیضویت مدار حركتیِ سیارات، ترسیم نحوه طبیعى و حقیقیِ حركات رجعى، و بسیارى از موضوعات و مسایل نوین.

براى ترسیمِ این مسئله، مناسب است به طور اجمالى، شكل‌گیرى مخالفت‌ها و نوآوری‌هاى دانشمندانِ اسلامى در مقابلِ نظریه زمین‌مركزى را (از لحاظ تاریخی) بررسى كنیم:





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
1. نظریه ابو سعید سجزى

از میانِ ستاره‌شناسانِ مسلمان نیز نام ابوسعید سجزى (احمد بن محمد بن عبد الجلیل سجزى، از ستاره‌شناسانِ چیره‌دست اسلامى د ر اواخر قرن4 و اوایل قرن5 ق "414 ق"، معاصر با ابوریحان بیرونی: ابن طاووس، 1368ق، ص127.) چنان پرتلالو می‌درخشد كه كمتر كسى در تاریخ علوم دوره اسلامى به منزلت و مقام علمیِ او می‌رسد؛ (نعمه، 1367،ص66 و 68.) چرا كه علاوه بر قائل شدن به حركتِ زمین و مخالفت با گردش افلاك به دور آن، اسطرلابى طراحى كرده و اختراع نمود، كه عملاً كاركرد و چگونگى سیستمِ چرخشِ سیاره‌اى زمین (Planetary rotation of Earth)را نشان می‌داد. او این اسطرلاب را كه به نامِ "اسطرلابِ زورقی" معروف است، به‌گونه‌اى ساده و زیبا ساخته بود كه دقیقاً براساس حركتِ محوریِ زمین كار می‌كرد؛ علاوه بر این، از پیچیدگیِ اسطرلاب‌هاى دیگر كه براساس زمین‌مركزى ساخته می‌شدند، خالى بود؛ زیرا سایر اسطرلاب‌ها شامل اجزاى پیچیده زیادى بودند (مركب از شمالى، جنوبى، و...) در حالى كه این اختراع بسیط و غیرمركب از آن اجزا بود. (حلبى، 1365، ص278.) ابوریحان بیرونى (362-442ق، مقارن با 973-1053م) معاصرِ وى، درباره اختراع بی‌نظیرش چنین می‌نویسد:

حقیقتاً براى ابوسعید سجزى اسطرلابى از نوع بسیط و غیرمركب از شمالى و جنوبى دیدم كه آن را زورقى نامیده بود، و او را به خاطر این اختراعش بسیار تحسین كردم، اختراعى كه براساسِ اصل مستقل و قائم به خودش استوار گشته و ساخته شده بود، همان اصلى كه (چنان كه برخى از مردم معتقدند) می‌گوید:

حركت كلیِ مرتبِ شرقى (از جانب غرب به شرق) همانا به زمین تعلق دارد نه فلك و آسمان. و به جانم قسم كه این مسئله شبهه بسیار سخت و غیر قابلِ حلى بود (كه شاید با ساخته شدنِ این اسطرلاب، مسئله حل شود) و چیزى از رد آن براى مهندسان و دانشمندان دانشِ نجوم حاصل نمی‌آید. (بیرونى، 1380، ص128. و نیز: نصر، 1359، ص 126).

زورقى به معنى بیضوى (Elliptic) می‌باشد، و اساس اندیشه سجزى در ساختنِ این اسطرلاب برپایه علمیِ كشف شده به‌وسیله خودش بود كه قایل به منظومه شمسى با مدارهایى بیضوى براى سیاراتِ آن بود. از این‌رو می‌بینیم كه كاشف و نظریه‌پردازِ اصلى درباره سیستم منظومه‌اى نه تنها كوپرنیك نبوده است، بلكه اساساً این اندیشه به فكر غربی‌ها خطور نكرده است، و هر آنچه كه در این‌باره گفته‌اند به بركت دزدی‌هایى بوده است كه از كتاب‌ها و منابع مسلمانان به انجام رسانده‌اند.

به هر حال، از این نوع تحسین و استقبالى كه ابوریحان از سجزى و اختراعش كرده است روشن می‌شود كه خودِ او نیز قائل به حركتِ زمین و عدم مركزیتِ آن بوده است. و همچنین، از عبارتِ اخیر، كه نوشته است: "چیزى از رد آن براى مهندسان و دانشمندان دانشِ نجوم حاصل نمی‌آید". چنین بر می‌آید كه خودِ ابوریحان نیز به بطلان زمین‌مركزى و صحیح بودن نظریه حركتِ زمین و خورشیدمركزى، معتقد بود، كه به زودى آن را بررسى می‌كنیم.

البته احتمال می‌رود كه منظور بیرونى از این عبارت، این نكته باشد كه فرضِ سكون یا حركتِ زمین، در نحوه محاسباتِ نجومى فرقى اساسى ایجاد نمى كند. همان گونه كه عده‌اى از منجمان بر این باورند. (حسن زاده آملى، 1416ق، ج3، ص525، تعلیقه شماره21).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
2. نظریه ابوریحان بیرونى

با توجه به این توضیحات مشخص می‌شود كه خودِ بیرونى نیز از جمله منتقدان و مخالفانِ سیستم زمین‌مركزى بوده است. بنا به نوشته ویل دورانت:

ابوریحان بیرونى در كروى بودن زمین تردید نداشت؛ معتقد بود كه اشیا به طرفِ مركز زمین جذب می‌شوند. گفته بود كه داده‌هاى نجومى را، مطابق این فرض كه زمین هر روز یك بار به دور محور خود و هر سال یك بار به دور خورشید می‌گردد، به همان سهولت می‌توان توضیح داد كه اگر عكس آن را فرض كنیم. (دورانت، همان، ج4، ص314.) دانشمندِ جلیل‌القدر، عبدالله نعمه، در كتاب فلاسفه شیعه، در مورد نظریه ابوریحان بیرونى درباره حركت زمین این گونه نوشته است: : شاید بیرونى اولین كسى است كه اشاره به چرخیدنِ زمین بر محور خود نمود، پیش از آنكه گالیله ایتالیایى (1564-1642م) به حركت زمین معتقد شود. (نعمه، همان، ص66).

البته با توجه به توضیحاتى كه درباره تلاش‌هاى علمى و عملیِ سجزى داده شد، روشن می‌شود كه سخنِ عبدالله نعمه اعتبارِ چندانى ندارد؛ چرا كه قبل از قایل شدنِ بیرونى به حركت زمین، و لااقل قبل از مطرح نمودنِ چنین نظرى در آثارِ علمی‌اش، ابوسعید سجزى اسطرلابى با این كاركرد ساخته بود. پس بیرونى اولین كس در این عرصه نیست. از طرفى، چنانكه در ادامه ذكر می‌كنیم، نه شاید و بلكه حتما و یقیناً ابوریحان بیرونى قایل به حركت محورى، و حتى حركت انتقالى زمین بوده است.

علاوه بر این و از این واضح‌تر همو در كتاب قانون مسعودى، بر حركت زمین دلیل اقامه كرده و به‌طور كاملا روشن و علمى به اثبات رسانده است:

هنگامى كه چیزى از بلندى فرو می‌افتد، محل افتادن آن درست پایه خط قائم بر نقطه فرو افتادن نیست، و سقوط‌ها با زوایاى مختلف نسبت به خط قائم صورت می‌گیرد، هنگامى كه پاره‌اى از زمین از آن جدا می‌شود و فرومی‌افتد، داراى دو گونه حركت است: یكى حركتِ دورانى كه از گردشِ زمین، به آن تعلق می‌گیرد؛ و دیگرى حركت مستقیم‌الخطى كه از سقوط مستقیمِ آن به طرف مركز زمین، براى آن حاصل می‌شود. اگر تنها حركت مستقیم می‌داشت، لازم بود كه محل سقوطِ آن در طرف مغربِ وضع قائم آن قرار گیرد. ولى چون هر دو حركت در زمان واحد وجود دارد، نه در مشرقِ خط قائم سقوط می‌كند و نه در امتداد قائم، بلكه محل سقوطِ آن اندكى در جانب غرب است. (بیرونى، همان، ج1، ص50 به بعد. و نیز: شریف، 1367، ص416).

اگر نیك به استدلال و شیوه نگرشِ بیرونى به آسمان و زمین، و پدیده مرموز حركتِ اجرام در گنبدِ پیچیده كیان بنگریم، روشن می‌شود كه او افق‌هاى بسیار والایى از مدل‌هاى ریاضى و فیزیكیِ زمین و آسمان را فهم كرده بود. چرا كه استدلالِ ارایه شده به وسیله كوپرنیك، گالیله، و دیگران براى مدلِ خورشیدمركزى (Heliocentric model)، و حركت زمین را با بیان شیوا و صریحى ذكر كرده است. البته این توجه از سوى بیرونى به‌عنوان ساختارِ حقیقى و طبیعیِ زمین، نه فقط از جانبِ وى بلكه از جانبِ بوعلى سینا و پیروانِ مشائیِ او به عنوانِ ردیه‌اى براى نظریه زمین متحرك، مطرح شده بود؛ همانگونه كه بعدها، خودِ كوپرنیك هنگامى كه می‌خواست نظریه خورشیدمركزى را ارایه كند با این اشكال مواجه شده، به شیوه‌اى شبیه به روش بیرونى، آن را حل كرد. فرقى كه میانِ بوعلى سینا و كوپرنیك بود این است كه بوعلى سینا براى رد كردنِ نظریه مبنى بر حركتِ زمین عنوان می‌كرد، و بیرونى و كوپرنیك به عنوان دفاع از چنین رویكردى به سیستمِ سیاره‌اى منظومه شمسی. به هرحال اشكالِ بوعلى سینا با بیانى كه خودش مطرح كرده است بدین قرار است:

و اگر آنچه كه طرفدارانِ حركت زمین می‌گویند درست باشد، آنگاه جسمِ افتانى كه در حال سقوط است، باید از جایگاه قائم و شاقولیِ سقوطش منحرف گردد. و با توجه به اینكه در این صورت حركتِ زمین بسیار سریع خواهد بود، آن جسم از راستاى قائم به طور قابلِ ملاحظه‌اى زیاد عقب خواهد ماند، ..." (بوعلى سینا، ؟، ج2، ص55 به بعد).

نجم‌الدین كاتبى نیز در عینِ حالى كه استدلال بوعلى سینا را رد كرده است، با استدلال و اشكالِ دیگرى دوران و حركتِ زمین را رد كرده است:

برخى گمان كرده‌اند كه زمین حركت می‌كند و حركتِ آن (از مغرب) به مشرق است، و ظهورِ ستارگان در مشرق و ناپدید شدنِ آنها در مغرب به همین خاطر است، نه به این خاطر كه فلكِ اعظم حركت می‌كند، بلكه فلك اعظم ساكن است.

اما این سخن صحیح نیست، البته نه به این سبب كه برخى (مثلِ بوعلى سینا) گفته اند: اگر زمین به طرف مشرق حركت كند باید پرنده‌اى كه در جهتِ حركت زمین پرواز می‌كند نتواند (در همان محل) فرود آید، به سببِ اینكه حركت زمین سریع‌تر از حركت پرنده است، براى اینكه زمین (با حركتِ سریع خود) در یك شبانه روز به جاى اول خود بر می‌گردد، زیرا این ملازمه را نمی‌توان قبول كرد، چون ممكن است هوایى كه به زمین متصل است با حركت زمین حركت كند، همان طورى كه اثیر هم با فلك حركت می‌كند؛ بلكه به این خاطر (زمین حركت مستدیر ندارد) كه داراى میل مستقیم به پایین است، و در این صورت نمی‌تواند داراى حركت مستدیر باشد، (والا باید داراى دو میلِ متضاد باشد در حالى كه این امر محال است)." (كاتبى قزوینى، 1375، ص192).

نكته‌اى كه كاتبى به آن اشاره كرده است بسیار عالى و تحلیلى فیزیكى از مسئله به شمار می‌رود، اما با این حال او به خاطرِ پیش زمینه‌هاى نادرستى كه از سیستمِ منظومه‌اى داشت، از پى بردن به حقیقتِ بزرگ، و مهمِ فیزیكى و طبیعى عاجز مانده بود.

برتراند راسل نیز داستانِ این اشكال را به گونه‌اى دیگر مورد توجه قرار داده است كه از نقل آن صرف نظر می‌كنیم. (راسل، همان، ج2، ص728).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
3. نظریه ابوعید الله بتانى

بتانى از جمله مخالفانِ سیستمِ زمین‌مركزى بود؛ اما او در این مخالفت با توجه به توجیه‌ناپذیر بودنِ حالتِ زیروسكوپى و فرفره‌گونة زمین براساسِ مركزیت و ساكن بودنِ آن، حركتِ رقص محورى ( Nutation ) زمین را مطرح كرد، و با محاسبة زیركانة این حركت شالودة اساسیِ سیستمِ بطلیموسى (ساكن بودنِ زمین) را در هم ریخت؛ او با این كار كه قدمى بسیار بزرگ در تحولِ علم نجوم بود، "با بطلیموس ـ كه اوجِ خورشید را ثابت می‌دانست ـ مخالفت ورزید و ثابت كرد كه اوجِ خورشید، تابعِ حركتِ تقدیمیِ (Precession ) اعتدالین است." (الفاخورى، الجر، 1377، ص365.) براى فهمِ این نوآورى بهتر است كه توصیفى از حركت اعتدالى ارایه كنیم:

نقاطِ اعتدال ثابت نیستند. [برخلافِ پنداشتِ بطلیموسیان] هر نقطه به آرامى بر دایرة بروج حركت می‌كند و یك دورِ كامل را تقریبا در 25800 سال می‌بیماید. این حركتِ نقاطِ اعتدال را تقدیمِ اعتدالین گویند.

... اگر فرفره‌اى را روى زمین به چرخش در آوریم به طورى كه محور فرفره بر زمین عمود نباشد، نیروى ثقلِ فرفره می‌خواهد فرفره را به زمین بیاندازد، ولى چون فرفره داراى حركت دورانى (و نیروى مركز‌گرا Cetripetal force) است به زمین نمی‌افتد بلكه در حولِ خطِ قایمِ نقطة اتكا می‌گردد و محورش در حولِ این خط، مخروطى را طى می‌كند." (زمانى قمشه‌اى، 1381، ج1، ص135. و نیز: زیلیك و اسمیت، 1376، ج1، ص114 به بعد.) ویل دورانت نیز از نآوریهاى وى سخن گفته و جایگاه والاى او را مورد توجه قرار داده است. (دورانت، همان، ج4، ص311. )





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
4. نظریه این الا علم بغدادى

ابوالقاسم این الا علم بغدادى از منجمانِ زبردستِ نیمه اولِ قرن چهارم (350 ق، مقارن با سالِ961م) نیز با مطالعاتى به طورِ كاملاً علمى و تحقیقى ـ پژوهشى در بسترِ آسمان، نتایج شگرفى به دست آورده بود كه قابلِ توجه است؛ چرا كه از میانِ دانشمندانِ اسلامى، اولین كسى بود كه به‌شدت اصرار بر كرویتِ زمین كرده و تمام مناطق این كره خاكى را قابل سكونت دانسته است. و همو نیز اولین منجمى بوده كه اقمار مشترى را چیزى حدودِ چهار قرن قبل از گالیله (1564-1642م) كشف و رصد كرد، و حركتِ كلفهاى خورشید را حدودِ هزار و دویست سال قبل از به وجود آمدن تلسكوپ‌هاى پیشرفته، مورد بحث و مطالعه قرار داده، مدار خارج مركزِ ستاره‌هاى دنباله‌دار را محاسبه و تعیین كرد. (شریف، همان، ص414. و نیز: ابن طاووس، همان، ص125).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
5. نظریه هاتف اصفهانى

از میان دانشمندان اسلامى كه در مورد زمین و آسمان نظریاتِ ویژه‌اى داشتند، نام پرآوازه هاتف اصفهانى نیك می‌درخشد. او در بسیارى از موارد در آثار شعرى خود، به مركزیت خورشید، اشاره داشته است، كه یكى از آنها این بیت است:

دلِ هر ذره را كه بشكافى آفتابیش در میان بینى

این بیت بیانگر دو نكته بسیار دقیقِ علمى است: یكى، هسته داشتنِ ذراتِ ریز (اتم، زیراتمى، مولكول، و...) است، كه با تمام ظرافت، و دقت، افق‌هاى والاى یافته شده از حقایقِ هستى را ذكر كرده است؛ دیگرى (به طور كلى و اجمالی) عبارت است از در وسط قرار گرفتنِ خورشید به سایر اجرام است. كه از لحاظ بیانِ حقیقتى از حقایق كاینات بسیار حائز اهمیت است.





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
6. نظریه عضد الدین عید الرحمن بن احمد

بنا به ادعا و تحقیقِ نویسنده شیعى، عبدالله نعمه در كتابِ هشام بن حكم، نظریه گردشِ زمین به دور خورشید، به طور صریح و قاطع، حداقل دویست سال قبل از كوپرنیك و گالیله توسطِ عضدالدین عبدالرحمن بن احمد در عالم اسلام مطرح شده بود. (نعمه، 1405ق، ص87).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
7. نظریه سیاره‌اى و منظومه‌اى ابن شاطر دمشقى

براساس اسناد و شواهد تاریخى، و همچنین تحقیق‌هاى علمیِ به عمل آمده از سوى برخى از دانشمندان، اولین سیستمِ اصلاح یافته خورشیدمركزى، در دوره ركودِ علم نجوم، توسط علاء‌الدین ابوالاحسن على بن ابراهیم، معروف به ابن شاطر دمشقى (705- 777ق. برابر با 1305- 1375م.) كه از شاگردان مكتب ستاره‌شناسى مراغه بوده است، ارائه و بسط یافته است كه تمامیِ نظریه‌پردازانِ مغرب زمین از قرن پانزده به بعد از تحقیقات و دست‌آورد‌هاى او استفاده كرده و نظرات او را به اسم خود به جهان علم عرضه كرده‌اند. او نتایج چندین سال زحمت و تلاش علمى و تجربیِ خود را در كتابى به نام نهایهًْ السول فى تصحیح الاصول لبطلیموس گردآورى نمود كه همین كتاب به دست كسانى چون كوپرنیك و تیكو براهه و دیگران رسید، و راه را براى آنه هموار ساخت تا نظریه‌اى سامان یافته مبنى بر مركزیت خورشید و گردش سیارات به دور آن ارائه دهند؛ گرچه نه تنها هیچ‌یك از آنان اسمى از ابن شاطر و كتاب پر اهمیتش به میان نیاورده‌اند. (جورج صلیبا،("the development of astronomy in Mdieval Islamic Society"





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
8. نظریه عده‌اى از متكلمان

شیخ مفید در كتابِ اوایل المقالات عده‌اى را به‌عنوانِ مخالفانِ زمین‌مركزى معرفى كرده است:

گفتارى در فلك: می‌گویم: همانا فلك محیط به زمین بوده، به دورِ آن می‌گردد؛ و درونِ آن خورشید و ماه، و سایرِ ستارگان وجود دارند؛ و زمین نیز در وسطِ آن به منزله نقطه‌اى در وسطِ دایره است؛ این مذهبِ ابوالقاسمِ بلخى، عده زیادى از اهلِ توحید، و بیشترِ قدما و منجمین است؛ در حالى كه عده‌اى از بصریانِ معتزلى و اهلِ نحله‌ها با آنان مخالف بوده‌اند." (شیخ مفید، 1413ق. ،ص99.) در جاى دیگرى از همین كتاب نیز می‌نویسد:

گفتارى در زمین و شكلِ آن، و اینكه آیا متحرك است یا ساكن؟ می‌گویم همانا زمین به شكلِ كره، در وسطِ فلك به حالِ سكون قرار گرفته است؛ و علتِ ساكن بودنش، در مركز بودنش است... در این مساله جبایى و پسرش، (ابن طاووس، همان، ص154) و عده‌اى از اهلِ كلام مخالفِ نظریة زمین‌مركزى شده‌اند." (شیخ مفید، همان، ص99).





طبقه بندی: نجوم در اسلام، 
چهارشنبه 7 مرداد 1388 توسط محسن | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  


این وبلاگ با هدف افزایش اطلاعات نجومی شما تاسیس شده است امیدواریم که اطلاعات ما مورد استفاده و رضایت شما قرار گیرد . ما را از انتقادات و پیشنهادات خود بهره مند سازید . به دلیل نتایج حاصل شده از نظر سنجی سعی می کنیم تا پست ها را به گونه ای بنویسیم تا بیشتر مورد استفاده دانش آموزان عزیز قرار بگیرد .متشکریم
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آتشفشان ها در فضا (9)
تلسکوپ ها (20)
اسطرلاب (12)
ماده تاریک (15)
کتب نجومی (42)
کهکشان ها (32)
تاریخچه نجوم (11)
کسوف و خسوف (33)
مقالات جالب نجومی (44)
وسایل و ابزار نجومی (50)
دانشمندان علم نجوم (64)
اصطلاحات نجومی (130)
منظومه شمسی (41)
درباره علم نجوم (20)
نجوم در اسلام (43)
اجرام آسمانی (120)
دنباله دار ها (18)
سحابی ها (15)
ماهواره ها (39)
سیارک ها (15)
سیاه چاله (17)
ستارگان (31)
آموزش (115)
احسان
محسن
مهر 1391
شهریور 1391
فروردین 1389
بهمن 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Huddle
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Halley
کهکشان کارت ویل
نکات جالب در مورد فضا
هاله تاریک (Dark halo)
نوار راه شیری
کهکشان راه شیری
کهکشان اندروما
ناحیه ساختار مارپیچ
شبه کره بسیار عظیم
برامدگی های کهکشانی
بازو های مارپیچی
کهکشان مار پیچی ( قسمت دوم )
کهکشان های نامنظم(قسمت دوم)
ویژگی کهکشان ها
لیست آخرین مطالب





شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات