تبلیغات



تاریخچه ساختن اسطرلاب

با وجود آنكه ساخاتن اسطر لاب اولیه از گل پخته را ( از سه تا چهار سال پیش) به كیخسرو نسبت داده‌اند، متاسفانه اطاعات دقیق و قابل ارزشی كهمتكی به دلایل انكار ناپذیری در مورد اولین اسطر لاب و سازنده آن باشد در اختیار ما نیست و تعداد بیشماری از دانشمندان در این باره تحقیق كرده،‌عقاید گوناگونی اظهار داشته‌اند:

كاب ی به نام ( المبتداء بعلم النجوم ) در كتابخانه مجس شورای ملی است كه از ابوالخیر خمار معروف به ( حسن اسوار) است. این كتاب درقرن چهارم به رشته تحریر درآمده و در ان نوشته شده است:

( كتابی از علمای اسكدریه به خط یونانی به دستم رسید كه در آن نوشته بود كه علم ستاره شناسی و نجوم را یك نفر ایرانی به نام ( آستر در قوسی قوفانی) توسعه داده است و تاریخ نوشتن كتاب در حدود 2800 سال قبل از میلاد مسیح است). با تنوجه به اینكه لغت (لابیدن) در زبان پارتی و مانوی و ایرانی قدیم تابیدن است، میتوانیم نتیجه گرفت كه لغت اسطر لاب به معنی دستگاهیاست كه كیفیت تابیدن و نورافشانی ستارگان را به ما میاموزد).

و اما آنچه كه از كتب و رسالات مختلف القول برمیاید این است كه اولین یونانی كه اسطر لاب را به شكل یك گوی بزرگ و مدور ساخت بطلیموس صاحب و نویبسنده كتاب ( المجسطی است) . از طرف دیگر به عقیده نویسنده كتاب تاریخ الحكماء «بطیموس» نا م چند تن از حكمای یونانی بوده است كه یكی از انها بطلیوموس غریب – یگری بطلیموس طالس و سومی بطلیموس قلوذی (8) اسیت كه در دحدو 140 سال قبل از میلاد متولد شده و كتاب الممجسطی را برای آدریاتوس و یا انتیونیوس نوشته است:

اولیت كسیكه در سالام طریقه به كار بردن و استفاده از اسطر لاب را اموخت و به دیگرا یاد داد دانشمندی به نام ( ابوالسحاق بن حبیب الفزاری) بود كه كتابی هم به نام ( العمل بالا اسطر لاب مطسح) را نوشته و از منجمان منصور خلیفه دوم عباسی (136 ه 754-م) بوده است.





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
تاریخچه اسطرلاب به بیانی مختصر تر

بسیاری از منابع تاریخی اختراع اسطرلاب را به هیپارخوس نسبت می‌دهند اما به نظر می‌رسد ایزارهای مشابه با توانایی‌های مختلف در بین ستاره‌شناسان آشور و بابل رایج بوده و نمونه‌های یونانی نتیجه تکمیل این ابزارها بوده‌است. از اسطرلاب‌های یونانی نمونه‌ای در دست نیست.

از قرن نهم میلادی تا قرن نوزدهم اسطرلاب‌های بسیاری در ایران و دیگر کشورهای جهان اسلام ساخته شد. به گفته‌ای نخستین سازنده اسطرلاب در میان مسلمانان محمد فزاری پسر ابراهیم فزاری بوده‌است. تا چندی پیش احتمال می‌رفت که کهن‌ترین اسطرلابی که تاکنون باقی مانده‌، در ۳۷۴ق‌/۹۸۴م به دست دو برادر اصفهانی به نامهای احمد و محمد بن ابراهیم در اصفهان ساخته شده باشد. اما ظاهراً کهن ترین نمونه شناخته شده که نام سازنده و تاریخ ساخت برآن حک شده‌است اسطرلابی است که به گواهی کتیبه کوفی پشت کرسی آن به دست «بسطلس» در تاریخ ۳۱۵ هجری قمری ساخته شده‌است.





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
نوشته‌های قدیمی در مورد اسطرلاب

در ایران و جهان اسلام دانشمندان بسیاری رساله‌ها و کتاب‌هایی در باره مبانی نظری و نحوه کار با اسطرلاب نوشته‌اند از جمله:

العمل بالاسطرلاب‌، یا صنعه الاسطرلاب و العمل به‌، از ماشاءالله یهودی‌.

العمل بالاسطرلاب المسطح‌، از ابراهیم بن حبیب.

العمل بالاسطرلاب‌، از محمد بن موسی خوارزمی‌.

العمل بالاسطرلاب‌، از احمد بن عبدالله مروزی

العمل بالاسطرلاب‌، از علی بن عیسی منجم.

برهان صنعه الاسطرلاب‌، از محمد بن صباح‌ و ابراهیم بن صباح.

رساله فی عمل الاسطرلاب‌، از محمد بن موسی بن شاکر.

رساله فی العمل بالاسطرلاب‌، از حامد بن علی واسطی‌.

رساله فی الاسطرلاب‌، از ابراهیم بن سنان‌.

العمل بالاسطرلاب‌، از عبدالرحمان صوفی‌.

رساله فی صنعه الاسطرلاب و العمل بها، از مسلمه بن احمد مجریطی‌.

رساله فی عمل الاسطرلاب‌، از ابوسعید سجزی‌.

رساله فی الاسطرلاب‌، از کوشیار گیلانی.

رساله دوائر السماوات فی الاسطرلاب و رساله فی الاسطرلاب‌، هر دو از ابونصر منصور بن عراق.

رساله فی صنعه الاسطرلاب بالطریق الصناعی‌، از همو.

مقاله فی منازعه اعمال الاسطرلاب‌، از همو.

کتاب فی العمل بالاسطرلاب‌، از ابن سمح‌.

العمل بالاسطرلاب و ذکر آلاته و اجزائه‌، از ابن صفار.

اختصار علم الاسطرلاب‌، از ابن مشاط سرقسطی‌.

رساله فی علم الاسطرلاب‌، از بیرونی‌.

استیعاب الوجوه الممکنه فی صنعه الاسطرلاب‌، از همو.

الدرر فی سطح الاکر، از همو.

بیست باب در معرفت اسطرلاب‌، از نصیرالدین طوسی‌.

رساله در ساختن اسطرلاب‌، از غیاث‌الدین جمشید کاشانی‌

برخی کتب مرتبط با اسطرلاب

المدخل الی علم احکام النجوم‌ از ابونصر قمی‌،

افراد المقال فی امر الظلال از بیرونی‌،

التفهیم لاوائل صناعه التنجیم‌ از همو،

روضه المنجمین‌ از شهمردان بن ابی الخیر رازی‌

جامع المبادی‌´ و الغایات فی علم المیقات‌ از ابوعلی مراکشی‌.

درباره انواع ویژه اسطرلاب نیز رساله‌هایی نوشته شده است‌، از جمله:

رساله فی الاسطرلاب المسرطن‌، از ابوسعید سجزی‌.

الاسطرلاب الزورقی‌، از همو.

رساله فی الاسطرلاب السرطانی المجنح‌، از ابونصر عراق‌.

رساله فی الاسطرلاب السرطانی المجنح‌، از محمد بن نصر بن سعید.

رساله فی عمل الاسطرلاب المسرطن‌، از ابونصر احمد بن زریر.

کتاب‌الزیج، از بتانی

اروپائیان در قرن ۱۱ میلادی از راه اندلس اسپانیا و آثار اسلامی اسطرلاب را شناختند.





طبقه بندی: اسطرلاب،  کتب نجومی،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
کاربردهای اسطرلاب

اسطرلاب بیش از ۳۰۰ کاربرد دارد. از کاربرد‌های زمان اسلامی آن می‌توان به قبله یابی و تعیین ساعات اذان‌ها اشاره کرد. به برخی از کاربرد‌های نجومی آن در زیر اشاره شده‌است:

نمایش آسمان در لحظه دلخواه

محاسبه زمان طلوع و غروب اجرام آسمانی در زمان دلخواه

اندازی گیری فواصل و ارتفاعات با روشهای هندسی و مثلثاتی

محاسبه مکان اجرام آسمانی در آسمان

تعیین زمان از طریق مشاهده اجرام آسمانی

تعیین طول روز و طول شب

یکی دیگر از کاربرد‌های اسطرلاب در زمان‌های گذشته طالع بینی بوده‌است.قدیمیان اعتقاد داشتند که صورت فلکی ای که در لحظهٔ تولد هر کس، در حال طلوع است، صورت فلکی طالع آن فرد است. آن‌ها برای هر یک از آن صورت فلکی‌ها خصوصیاتی را در نظر گرفته بودند که همان خصوصیات فرد بودند. اما آن‌ها فقط از صورت فلکی‌های دایره البروجی برای این کار استفاده می‌کردند که این صورت فلکی‌ها در اسطرلاب نشان داده شدند و به کمک اسطرلاب به راحتی می‌توان صورت فلکی طالع هر فرد را، با دانستن موقعیت خورشید در آن لحظه، مشخص کرد.





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
اسطرلاب چیست؟

اُسْطُرْلاب‌، نام‌چندنوع‌ابزار اندازه‌گیری‌ نجومى‌كه‌برای‌سنجش‌ ارتفاع‌، سمت‌، بعد و میل‌ خورشید و ستارگان‌، تعیین‌ وقت‌ در ساعات‌ روز و شب‌، قبله‌ و زمان‌ طلوع‌ و غروب‌ آفتاب‌ و مقاصد دیگر - كه‌ از بسیاری‌ نتوان‌ شمرد - به‌ كار مى‌رفته‌ است‌ (بیرونى‌، التفهیم‌...، 285، فى‌ علم‌...، 2-7). این‌ دستگاه‌ كه‌ گاه‌ آن‌ را كهن‌ترین‌ ابزار علمى‌ جهان‌ مى‌خوانند، احتمالاً در سدة 3 ق‌م‌ در یونان‌ ساخته‌ شده‌ است‌. در حقیقت‌، در دوران‌ شكوفایى‌ دانش‌ ستاره‌شناسى‌ یونانیان‌، دو دستگاه‌ اندازه‌گیری‌ متفاوت‌، یكى‌ به‌ نام‌ اسطرلاب‌ حلقوی‌3، و دیگری‌ به‌ نام‌ اسطرلاب‌ مسطح‌4 مورد استفاده‌ بوده‌ است‌. آنچه‌ بطلمیوس‌5 در مجسطى‌ (ص‌ با عنوان‌ اسطرلاب‌ از آن‌ سخن‌ مى‌گوید، همان‌ نوع‌ حلقوی‌ اسطرلاب‌ است‌ كه‌ بعدها در جهان‌ اسلام‌ ذات‌الحلق‌ نامیده‌ شد و برخى‌ نیز آن‌ را اسطرلاب‌ ذات‌ الحلق‌ نامیدند (نك: ابن‌ ندیم‌، 332- 333؛ بیرونى‌، قانون‌...، 2/798-801؛ یعقوبى‌، 107، 109-110؛ پاولى‌، ؛ II(2)/1798 كلامروت‌، 25 -23 ؛ تومر، .(323 گفته‌ مى‌شود ابرخس‌ (د پس‌ از 127ق‌ م‌) دگرگونیهایى‌ در این‌ ابزار به‌ وجود آورده‌ بوده‌، و احتمالاً بطلمیوس‌ (سدة 2م‌) نیز به‌ ابتكار خویش‌ اجزائى‌ بدان‌ افزوده‌ بوده‌، و آن‌ را برای‌ اندازه‌گیری‌ تفاوت‌ طول‌ نجومى‌ ماه‌ و خورشید و نیز تعیین‌ موضع‌ هر ستاره‌ نسبت‌ به‌ دائرة البروج‌، یعنى‌ طول‌ و عرض‌ نجومى‌ آن‌، مورد استفاده‌ قرار مى‌داده‌ است‌ (ابن‌ ندیم‌، 342؛ كینگ‌، «مجموعه‌ها...1»، 106 ؛ پاولى‌، .(II(2)/1798-1799

سونِسیوس‌ِ سورنى‌2 (د ح‌ 415م‌) نیز از جهان‌نمایى‌ سخن‌ مى‌گوید كه‌ گویا خود وی‌ پایه‌های‌ نظری‌ آن‌ را تكمیل‌ كرده‌ است‌. وی‌ مى‌افزاید كه‌ آن‌ پایه‌های‌ نظری‌ را از یك‌ رسالة ابرخس‌ كه‌ بطلمیوس‌ نسبت‌ به‌ آن‌ بى‌توجهى‌ نشان‌ داده‌، برگرفته‌ است‌ (نك: سارتن‌، ؛ I/193-194 پاولى‌، ؛ II(2)/1799 هارتنر، .(2531-2532

دربارة سرچشمة بابلى‌ اسطرلاب‌ نیز سخنانى‌ گفته‌ شده‌، و در این‌ زمینه‌ شواهدی‌ از قبیل‌ الواح‌ سفالین‌ مشابه‌ اسطرلاب‌ مسطح‌ - كه‌ در ویرانه‌های‌ بابل‌ به‌ دست‌ آمده‌، و شامل‌ خطوط و دوایر و نقش‌ چند ستاره‌ است‌ - و نیز قراینى‌ مانند آگاهیهای‌ پراكنده‌ پیرامون‌ گسترة پژوهشهای‌ نجومى‌ دانشمندان‌ بابلى‌ ارائه‌ شده‌ است‌. این‌ نیز روشن‌ است‌ كه‌ یونانیان‌ در زمینة ستاره‌شناسى‌، از بابلیان‌ درسهای‌ بسیار آموخته‌اند؛ اما به‌ اعتقاد پژوهشگران‌ تاریخ‌ نجوم‌، این‌ شواهد و قراین‌ برای‌ اثبات‌ اختراع‌ اسطرلاب‌ در بابل‌ و آشور، و انتقال‌ بعدی‌ آن‌ به‌ یونان‌ كفایت‌ نمى‌كند (همو، 2534 ؛ فرنسیس‌، 9؛ وان‌ در وردن‌، .(674-676

همچنین‌ سخنانى‌ كه‌ دربارة دستگاهى‌ به‌ نام‌ عنكبوت‌3، ساختة اویدوكسوس‌ (سدة 4ق‌م‌) یا آپولونیوس‌ (سدة 3ق‌م‌) به‌ عنوان‌ یكى‌ از مراحل‌ ابتدایى‌تر اسطرلاب‌ گفته‌ شده‌، از واقعیت‌ بسیار دور است‌ و آن‌ دستگاه‌ در حقیقت‌نوعى‌ساعت‌آفتابى‌ ؛ II/751Šýøª)–¨ù¢ø“ هارتنر، 2531 ؛ پاولى‌، ؛ II(2)/367-368 بریتانیكا، میكرو، .(I/606

آنچه‌ در منابع‌ اسلامى‌ دربارة ساختن‌ اسطرلاب‌ و كاربرد آن‌ در دوران‌ باستان‌ آمده‌، با افسانه‌ آمیخته‌ است‌. در شماری‌ از این‌ مآخذ، اختراع‌ این‌ ابزار را گاه‌ به‌ فرزند هرمس‌ حكیم‌ و گاه‌ به‌ فرزند ادریس‌ پیغمبر - كه‌ گویا لاب‌ نام‌ داشته‌ است‌ - نسبت‌ مى‌دهند و با بیان‌ یك‌ وجه‌ اشتقاق‌ عامیانه‌، واژة اسطرلاب‌ را برگرفته‌ از نام‌ او مى‌شمارند (ابن‌ ندیم‌، همانجا؛ ابونصر، 301؛ شهمردان‌، 118؛ ابن‌ خلكان‌، 6/52). گفتنى‌ است‌ كه‌ خوارزمى‌ اینگونه‌ توجیهات‌ را سخیف‌ شمرده‌ است‌ (ص‌ 233).

دربارة معنى‌ واژة اسطرلاب‌، گذشته‌ از روایات‌ افسانه‌وار، در منابع‌ اسلامى‌ به‌ چند روایت‌ كه‌ به‌ مفهوم‌ اصل‌ یونانى‌ واژه‌ بسیار نزدیك‌ است‌، برمى‌خوریم‌: حمزة اصفهانى‌ تركیب‌ ستاره‌یاب‌ را نقل‌ كرده‌، و اسطرلاب‌ را معرب‌ آن‌ شمرده‌ است‌. در موارد دیگری‌ با تصریح‌ به‌ اصل‌ یونانى‌ این‌ واژه‌، آن‌ را به‌ غلط ترازوی‌ ستارگان‌، یا ترازوی‌ آفتاب‌، آینة ستارگان‌ و همانند آنها ترجمه‌ كرده‌اند (همو، 232-233؛ ابوعلى‌ فارسى‌، 73؛ بیرونى‌، شهمردان‌، همانجاها؛ كوشیار، 65). به‌ نظر بیرونى‌ ممكن‌ است‌ تركیب‌ ستاره‌ یاب‌ در واقع‌ نیز ابتكار ستاره‌شناسان‌ ایرانى‌، و مستقل‌ از واژة یونانى‌ بوده‌ باشد (قطعه‌ای‌ از افراد...، 66). ماشاءالله‌ یهودی‌ (سدة 4ق‌) در رساله‌ای‌ در باب‌ اسطرلاب‌ كه‌ اصل‌ عربى‌ آن‌ از میان‌ رفته‌، و تنها ترجمة لاتین‌ آن‌ بر جای‌ مانده‌، معادل‌ درست‌ واژة اسطرلاب‌ را به‌ صورت‌ «اخذ الكواكب‌» نقل‌ كرده‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 63). این‌ برگردان‌ در برخى‌ رساله‌های‌ نجومى‌ سده‌های‌ بعد، از جمله‌ در آثار زرقالى‌ (ص‌ 69) و موسى‌ بن‌ ابراهیم‌ (ص‌ 72) تكرار شده‌ است‌ (نك: كینگ‌، «ریشه‌...4»، .(47 این‌ ابزار در برخى‌ منابع‌ كهن‌، ذات‌ الصفائح‌ نامیده‌ شده‌ است‌ (یعقوبى‌، 112؛ صوفى‌، 2).

اسطرلاب‌ در آغاز به‌ شكل‌ كره‌ ساخته‌ مى‌شد. در جهان‌ اسلام‌ نیز به‌ رغم‌ آشنایى‌ با اسطرلاب‌ مسطح‌، نخست‌ به‌ اسطرلاب‌ كروی‌ توجه‌ بیشتری‌ نشان‌ داده‌ شد. از جابر بن‌ سنان‌ (سدة 3ق‌) به‌ عنوان‌ نخستین‌ سازندة اسطرلاب‌ كروی‌ در جهان‌ اسلام‌ یاد مى‌شود (ابن ندیم‌، 342- 343؛ سارتن‌، .(I/602 فضل‌ بن‌ حاتم‌ نیریزی‌ (سدة 3ق‌) نیز طى‌ رساله‌ای‌ دربارة اسطرلاب‌ كروی‌، از مزایای‌ آن‌ بر اسطرلاب‌ مسطح‌ یاد كرده‌ است‌ (همانجا؛ VI/192 ؛ GAS, نیز نك: ه د، كرة فلكى‌). گفته‌ مى‌شود كه‌ بطلمیوس‌ مبتكر اسطرلاب‌ مسطح‌ بوده است‌. در این‌ زمینه‌ نیز افسانه‌هایى‌ نقل‌ كرده‌اند (ابن‌ خلكان‌، همانجا). طرح‌ و ساخت‌ این‌ نوع‌ اسطرلاب‌ مستلزم‌ آشنایى‌ با ترسیم‌ تصویر فضای‌ سه‌ بعدی‌ بر صفحة مسطح‌ است‌ كه‌ ابرخس‌ و بطلمیوس‌ به‌ خوبى‌ از آن‌ آگاهى‌ داشتند (كینگ‌، «مجموعه‌ها»، .(106 ابن‌ ندیم‌، ابیون‌ بطریق‌ را مبتكر اسطرلاب‌ مسطح‌ مى‌شمارد (ص‌ 342). سهولت‌ حمل‌ و نقل‌ اسطرلاب‌ مسطح‌ به‌ زودی‌ مزایای‌ اسطرلاب‌ كروی‌ را در سایه‌ نهاد. در نتیجه‌، اسطرلاب‌ مسطح‌ همه‌ جا متداول‌ گردید (بیرونى‌، استیعاب‌...، گ‌ 47 الف‌ - ب‌).

در اواخر سدة 5م‌ فن‌ ساختن‌ و كاربرد اسطرلاب‌ در بیزانس‌ به‌ اوج‌ خود رسید و پس‌ از وقفه‌ای‌ تا سده‌های‌ میانه‌ ادامه‌ یافت‌ ( پاولى‌، ؛ II(2)/1798 كینگ‌، همانجا). از این‌ دوران‌ تنها یك‌ اسطرلاب‌ در دست‌ است‌ كه‌ در 1062م‌ در آسیای‌ صغیر ساخته‌ شده‌، و نوشته‌های‌ روی‌ آن‌ به‌ زبان‌ یونانى‌ است‌. از جهان‌ اسلام‌ اسطرلابهای‌ قدیم‌تری‌ بر جای‌ مانده‌ است‌ (همانجا؛ هارتنر، .(2532

در سدة 2ق‌/8م‌ فرهنگ‌ نوپای‌ اسلامى‌ در شهر حرّان‌، واقع‌ در جنوب‌ آناتولى‌ كنونى‌ با اسطرلاب‌ آشنایى‌ یافت‌ و اخترشناسان‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ ساختن‌ این‌ ابزار و استفاده‌ از آن‌ پرداختند. طى‌ یك‌ هزار سال‌ بعد، منجمان‌ مسلمان‌ هزاران‌ اسطرلاب‌ ساختند و صدها رساله‌ دربارة آن‌ نوشتند و دانشمندانى‌ مانند ابراهیم‌ بن‌ حبیب‌ (ه م‌)، ابن‌ حبش‌، على‌ بن‌ عیسى‌ اسطرلابى‌، فضل‌ بن‌ حاتم‌ نیریزی‌ و جابر بن‌ سنان‌ در این‌ فن‌ برجستگى‌ یافتند (ابن‌ ندیم‌، 332-342، 343؛ سارتن‌، 602 566, 548, .(I/530,

ابو جعفر بن‌ احمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ حبش‌ رساله‌ای‌ دربارة اسطرلاب‌ مسطح‌ نوشت‌ (ابن‌ ندیم‌، 334؛ قفطى‌، 396). بسیاری‌ نیز به‌ ابتكاراتى‌ در طرح‌ اسطرلاب‌ و ساختن‌ انواع‌ گوناگونى‌ از آن‌ پرداختند.

بعدها، در سدة 6ق‌/12م‌ شرف‌الدین‌ مظفر طوسى‌ منجم‌، اسطرلابى‌ به‌شكل‌ خط كش‌ ساخت‌ كه‌ اسطرلاب‌ خطى‌ یا عصای‌ طوسى‌ نامیده‌ شد، اما به‌ علت‌ آنكه‌ كار چندانى‌ از آن‌ برنمى‌آمد، كاربرد گسترده‌ای‌ نیافت‌؛ با اینهمه‌، در تاریخ‌ نجوم‌ این‌ نوع‌ اسطرلاب‌ موضوع‌ بحثها و گفت‌ و گوهای‌ بسیاری‌ بوده‌ است‌ (ابن‌ ندیم‌، همانجا؛ زوتر، .(13-15 شماری‌ اندك‌ از اسطرلابهایى‌ كه‌ تاكنون‌ باقى‌ مانده‌اند، مربوط به‌ دوران‌ شكوفایى‌ دانش‌ نجوم‌ در جهان‌ اسلام‌، یعنى‌ سده‌های‌ 3-9ق‌/ 9- 15م‌ و شماری‌ بیشتر مربوط به‌ سده‌های‌ بعد است‌. نوآوریهای‌ عمده‌ در ساخت‌ اسطرلاب‌، طى‌ همین‌ دوران‌ صورت‌ گرفته‌ است‌؛ چنانكه‌ برخى‌ گفته‌اند: اخترشناسان‌ جهان‌ اسلام‌ در همین‌ سده‌ها دانش‌ نجوم‌ را به‌ چنان‌ اوجى‌ رساندند كه‌ تا قرنها پس‌ از آن‌ برای‌ دانشمندان‌ هیچ‌ ملتى‌ دست‌ یافتنى‌ نبود (فرنسیس‌، 9-10؛ عواد، 155؛ كینگ‌، همانجا).

در سدة 7ق‌/13م‌ اسطرلاب‌ در سراسر جهان‌ اسلام‌، از هندوستان‌ تا اسپانیا شناخته‌ شده‌، و مورد استفاده‌ بود. در سدة 9ق‌/15م‌ اسطرلاب‌ از راه‌ اسپانیا - و شاید نیز در عین‌ حال‌ از طریق‌ سیسیل‌ - به‌ اروپا راه‌ یافت‌؛ گر چه‌ به‌ نظر مى‌رسد كه‌ آشنایى‌ برخى‌ از دانشمندان‌ اروپایى‌ كه‌ از راه‌ ونیز با دانشهای‌ شرقى‌ آشنا شده‌ بودند، قدری‌ زودتر صورت‌ گرفته‌ باشد (هارتنر، 2533 ؛ كینگ‌، همانجا). در همین‌ دوران‌، همراه‌ با ترجمة رساله‌هایى‌ دربارة اسطرلاب‌ به‌ زبانهای‌ اروپایى‌، برخى‌ اصطلاحات‌ نجومى‌ عربى‌، مانند سمت‌، سمت‌ الرأس‌ و سمت‌ القدم‌، گاه‌ با تحریف‌ و تغییر شكل‌ بسیار، به‌ صورت‌ آزیموت‌1، زنیت‌2 و ندیر3 به‌ واژگان‌ اخترشناسى‌ غرب‌ افزوده‌ گشت‌ (كونیچ‌، .(VIII/55-56 از آن‌ پس‌ در مغرب‌ زمین‌ نیز ساختن‌ اسطرلاب‌، و بهره‌گیری‌ از نوآوریهای‌ ستاره‌شناسان‌ جهان‌ اسلام‌ رواج‌ یافت‌. در اینجا نیز تفاوتى‌ سخت‌ چشمگیر میان‌ منجمان‌ مسلمان‌ و اروپایى‌ دیده‌ مى‌شود. در حالى‌ كه‌ مسلمانان‌ پس‌ از آشنایى‌ با اسطرلاب‌ طى‌ چند دهه‌ به‌ اوجى‌ حیرت‌انگیز در هنر اسطرلاب‌ سازی‌ دست‌ یافته‌، و اسطرلابهایى‌ استادانه‌ ساخته‌ بودند، اروپاییان‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ همان‌ نتایج‌ به‌ زمانى‌ دراز در مقیاس‌ چند سده‌ نیاز یافتند (هارتنر، كینگ‌، همانجاها).

با آغاز دوران‌ نوین‌، اسطرلاب‌ از انحصار دانشمندان‌ و خواص‌ اهل‌ فن‌ بیرون‌ آمد و بسیاری‌ از مردم‌، برای‌ تعیین‌ وقت‌ از آن‌ استفاده‌ مى‌كردند. این‌ ابزار همچنین‌ در سفرهای‌ دراز دریایى‌ برای‌ تعیین‌ موقعیت‌ كشتى‌ مورد استفاده‌ بود (هارتنر، 2534 ؛ بریتانیكا، ماكرو، .(XVIII/652 پس‌ از رواج‌ یافتن‌ تئودولیت‌ (زاویه‌یاب‌) و دوربین‌ نجومى‌، از اهمیت‌ اسطرلاب‌ كاسته‌ شد. در دوران‌ ما افراد بسیار اندكى‌ از مبانى‌ علمى‌ این‌ دستگاه‌ آگاهى‌ دارند. با اینهمه‌، اسطرلاب‌ به‌ عنوان‌ یك‌ ابزار آموزشى‌، ارزشى‌ را كه‌ در سده‌های‌ میانه‌ و دوران‌ رنسانس‌ برای‌ آموزش‌ اصول‌ ستاره‌شناسى‌ داشت‌، از دست‌ نداده‌ است‌. همچنین‌ گروهى‌ از علاقه‌مندان‌ به‌ ابزارهای‌ نجومى‌، انجمن‌ بین‌المللى‌ اسطرلاب‌ را بنیاد نهاده‌اند و كسان‌ بسیاری‌ نیز مجموعة اسطرلاب‌ گردآوری‌ مى‌كنند (فرنسیس‌،9؛هارتنر،2530 ؛ بریتانیكا، ، I/606Šø¤îþõ ماكرو، همانجا، نیز ؛ IV/880 پاولى‌، همانجا؛ كینگ‌،«مجموعه‌ها»، .(106





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
اندامهای‌ ( اعضای ) اسطرلاب‌

حلقه‌: این‌ قطعه‌ دایره‌ای‌ است‌ فلزی‌ كه‌ به‌ هنگام‌ كار با اسطرلاب‌ مى‌توان‌ آن‌را به‌ عنوان‌ دستگیره‌ به‌ كاربرد، یا به‌ جایى‌ آویخت‌ (شكل‌ 1، شم 1). گاه‌ حلقة دیگری‌ نیز كه‌ ممكن‌ است‌ فلزی‌، نخى‌ یا ابریشمى‌ باشد و آن‌را علاقه‌ مى‌نامند، به‌ آن‌ مى‌افزایند.

عروه‌: این‌ اندام‌ دایره‌ای‌ فلزی‌ است‌ كه‌ میان‌ حلقه‌ و كرسى‌ قرار مى‌گیرد (شكل‌ 1، شم 2). نقش‌ این‌ دو (یا سه‌) اندام‌ فراهم‌ شدن‌ امكان‌ چرخش‌ كامل‌ اسطرلاب‌ و قرار گرفتن‌ آن‌ در جهت‌ صحیح‌ به‌ هنگام‌ كار با آن‌ است‌.

كرسى‌: زائده‌ای‌ است‌ بر قوس‌ كوچكى‌ از محیط اسطرلاب‌ كه‌ عروه‌ بدان‌ متصل‌ مى‌شود (شكل‌ 1، شم 3).

اُم‌: ام‌ صفحة اصلى‌ و غیرقابل‌ انتقال‌ اسطرلاب‌ است‌ و دیواره‌ای‌ آن‌را در برمى‌گیرد و صفحات‌ دیگر كه‌ قابل‌ انتقالند، روی‌ آن‌ قرار مى‌گیرند. عرض‌ دیواره‌ به‌ 360 تقسیم‌ شده‌ است‌. بر كف‌ این‌ صفحه‌، چندین‌ دایره‌ كه‌ مركز آنها مركز صفحه‌ است‌، رسم‌ شده‌اند، و در هر یك‌ از این‌ دوایر، نام‌ چندین‌ شهر نوشته‌ شده‌ است‌. این‌ صفحه‌ بیشتر برای‌ یافتن‌ جهت‌ قبله‌ به‌ كار مى‌رود.

حجره‌: فضای‌ تهى‌ كه‌ از ام‌ اسطرلاب‌ و دیوارة آن‌ تشكیل‌ مى‌شود و صفحه‌های‌ قابل‌ انتقال‌ اسطرلاب‌ و عنكبوت‌ در آن‌ جای‌ مى‌گیرند.

صفایح‌: صفایح‌ صفحاتى‌ دایره‌ شكلند با سوراخى‌ در مركز دایره‌ كه‌ محور اسطرلاب‌ از آن‌ مى‌گذرد (شكل‌ 1، شم 4) و یك‌ فرو رفتگى‌ در نقطه‌ای‌ از پیرامون‌، برای‌ آنكه‌ به‌ كمك‌ یك‌ برآمدگى‌ در دیوارة حجره‌، در جای‌ خود قرار گیرد و از گردش‌ آن‌ جلوگیری‌ گردد. بر روی‌ هر صفحه‌، 3 دایره‌ كه‌ مركز آنها مركز صفحه‌ است‌، رسم‌ شده‌، و هر كدام‌ به‌ ترتیب‌ درازای‌ شعاع‌ نشان‌ دهندة مدارهای‌ رأس‌الجدی‌، رأس‌الحمل‌ و رأس‌السرطانند. این‌ ترتیب‌ مربوط به‌ اسطرلاب‌ شمالى‌ است‌؛ در اسطرلاب‌ جنوبى‌ دایرة كوچك‌تر مدار رأس‌الجدی و دایرة بزرگ‌تر مدار رأس‌السرطان‌ خواهد بود. بر روی‌ صفحات‌، همچنین‌ دو قطر عمود بر هم‌ رسم‌ شده‌ است‌؛ قطر افقى‌ را خط مشرق‌ و مغرب‌ خوانند (نیمة چپ‌ خط مشرق‌، و نیمة راست‌ خط مغرب‌ است‌) و قطر عمودی‌، از كرسى‌ تا مركز، خط نصف‌النهار است‌ و نیمة دیگر آن خط وتدالارض‌، یا خط نصف‌اللیل‌ نامیده‌ مى‌شود (بیرونى‌، التفهیم‌، 293؛ نصیرالدین‌، 2-3).

بر روی‌ صفحات‌، دوایر دیگری‌ نیز به‌ نام‌ دوایر مقنطرات‌ كه‌ تصویرهای‌ دوایر ارتفاع‌ از افق‌ تا سمت‌ الرأس‌ را نشان‌ مى‌دهند و همچنین‌ قوسهای‌ مربوط به‌ ساعات‌ معوجه‌ و مستویه‌ رسم‌ شده‌اند. در تصویر دوایر مقنطرات‌ نیز میان‌ اسطرلاب‌ شمالى‌ و جنوبى‌ تفاوتهایى‌ وجود دارد (بیرونى‌، همان‌، 296-297؛ نورث‌، 105 ؛ كینگ‌، «مجموعه‌ها»، .(103

ساعات‌ مستویه‌ ساعات‌ معمولى‌، یعنى‌ واحدهای‌ زمانى‌ برابر 1 24 شبانه‌روزند. اما ساعات‌ معوجه‌ ساعات‌ نابرابرند. در این‌ زمینه‌، شایان‌ ذكر است‌ كه‌ در سده‌های‌ میانه‌ واحد متغیری‌ نیز برای‌ اندازه‌گیری‌ زمان‌ به‌ كار مى‌بردند، بدین‌معنى‌ كه‌ درازای‌ روز را از سپیده‌ دم‌ تا مغرب‌، و درازای‌ شب‌ را از شامگاه‌ تا سپیده‌ دم‌، صرف‌ نظر از كوتاهى‌ و بلندی‌ آنها به‌ 12 بخش‌ تقسیم‌ مى‌كردند. بدین‌ترتیب‌، در طول‌ سال‌ و بر حسب‌ عرضهای‌ جغرافیایى‌ متفاوت‌، ساعتهای‌ نابرابر به‌ وجود مى‌آمد. در بسیاری‌ از اسطرلابها، قوسهایى‌ نیز رسم‌ شده‌ است‌ كه‌ ساعتهای‌ نابرابر را نشان‌ مى‌دهد (خوارزمى‌، 219؛ هارتنر، 2540 ؛ نورث‌، 106 ؛ كینگ‌، همانجا).

عنكبوت‌: این‌ قطعه‌ صفحه‌ای‌ مشبك‌ است‌ و شبكه‌ نیز نامیده‌ مى‌شود (شكل‌ 1، شم 5) و بر روی‌ آن‌ دو دایره‌ رسم‌ شده‌ است‌. دایرة بزرگ‌تر مدار رأس‌الجدی‌(شكل‌ 1، شم 6) و مركز آن‌مركزاسطرلاب‌، و دایرة كوچك‌تر كه‌ در درون‌ دایرة بزرگ‌تر قرار دارد و با آن‌ مماس است‌، منطقة البروج‌ (در حقیقت‌: دائرة البروج‌) را نشان‌ مى‌دهد (شكل‌1، شم 7). نقطة تماس‌ دائرة البروج‌ با مدار جدی‌، رأس‌الجدی‌ (شكل‌1، شم 8)، و نقطة مقابل‌ آن‌، یعنى‌ محل‌ تقاطع‌ دائرة البروج‌ با قطر قائم‌ عنكبوت‌، رأس‌ السرطان‌ را نشان‌ مى‌دهد (شكل‌ 1، شم 9). این‌ دو نقطه‌، قطر دائرة البروج‌، و بدین‌ترتیب‌، مركز آن‌را مشخص‌ مى‌كنند (بیرونى‌، همان‌، 288-289؛ نصیرالدین‌، 2؛ نورث‌، .(103 در عنكبوت‌ مربوط به‌ اسطرلاب‌ جنوبى‌ نیز همانگونه‌ كه‌ در شرح‌ صفیحه‌ها گفته‌

شكل‌ 2

شد، دایرة بزرگ‌تر مدار رأس‌ السرطان‌ خواهد بود و جای‌ رأس‌ الجدی‌ و رأس‌ السرطان‌ نیز با یكدیگر عوض‌ مى‌شود (بیرونى‌، همان‌، 296؛ نصیرالدین‌، همانجا).

عنكبوت‌ روی‌ صفیحه‌ها قرار مى‌گیرد و خطوط و قوسهای‌ صفیحه‌ها، از لابه‌لای‌ بریدگیهای‌ آن‌ دیده‌ مى‌شود. از نقطة رأس‌ الجدی‌ زائدة كوچك‌ نوك‌ تیزی‌ بیرون‌ آمده‌ كه‌ آن‌را مُری‌ خوانند و به‌ هنگام‌ گرداندن‌ عنكبوت‌ با حجره‌ تماس‌ پیدا مى‌كند (شكل‌ 1، شم 10). در پیرامون‌ منطقة البروج‌، زائده‌های‌ تیزی‌ قرار دارند كه‌ ستارگان‌ ثابت‌ را نشان‌ مى‌دهند. این‌ زائده‌ها را مریهای‌ كواكب‌ خوانند. عنكبوت‌ در روی‌ صفیحه‌ها قرار مى‌گیرد و به‌ كمك‌ دسته‌ای‌ كه‌ مدیر یا محرك‌ نام‌ دارد، چرخانده‌ مى‌شود.

عِضاده‌ : این‌اندام‌ بازوی‌ متحركى‌است‌ مانند خط كش‌ با سوراخى‌ در وسط كه‌ به‌ كمك‌ محور در پشت‌ اسطرلاب‌ قرار مى‌گیرد (شكل‌ 2، شم 1) و دو سر آن‌ اندكى‌ تیز است‌. این‌ تیزیها را مریهای‌ عضاده‌ خوانند (شكل‌ 2، شم 2) و در نزدیكى‌ دو سر آن‌، دو قطعه‌ مربع‌ شكل‌ نصب‌ شده‌اند كه‌ آنها را لبنه‌، یا هدفه‌ نامند و به‌ فارسى‌ خشتك‌ نیز گفته‌ مى‌شود (شكل‌ 2، شم 3) و در میان‌ هر یك‌ از آن‌ دو سوراخى‌ ریز است‌ به‌ نام‌ سوراخ‌ شعاع‌ كه‌ از درون‌ آنها ستارگان‌، یا هر چیز دیگر را مشاهده‌ مى‌كنند و در برخى‌ اسطرلابها سطح‌ عضاده‌ به‌ 12 بخش‌ تقسیم‌ شده‌ است‌ كه‌ ساعات‌ معوجه‌ را نشان‌ مى‌دهد (بیرونى‌، التفهیم‌، 299-300؛ نصیرالدین‌، 3-4؛ وپكه‌، .(132-135

محور: این‌ قطعه‌ میله‌ای‌ است‌ باریك‌ كه‌ قطب‌ نیز نامیده‌ مى‌شود. ته‌ آن‌ پهن‌ است‌ (شكل‌ 2، شم 4) و در سر آن‌ سوراخى‌ است‌ كه‌ فرس‌ (اسبك‌) در آن‌ جای‌ مى‌گیرد (شكل‌ 1، شم 11). این‌ میله‌ از سوراخهای‌ مركز ام‌ اسطرلاب‌، و مراكز صفحات‌، عنكبوت‌، عضاده‌ و گاه‌ نیز شاخص‌ عبور مى‌كند، به‌ طوری‌ كه‌ این‌ اندامها تنها حركت‌ دورانى‌ در پیرامون‌ محور داشته‌ باشند.

فرس‌: فرس‌ كه‌ آن‌را به‌ فارسى‌ اسبك‌ مى‌خوانند، برای‌ جلوگیری‌ از جدا شدن‌ صفحات‌ و عنكبوت‌ و عضاده‌ از محور در سوراخ‌ محور جای‌ داده‌ مى‌شود.

پشت‌ اسطرلاب‌ به‌ وسیلة دو قطر آن‌، یكى‌ عمودی‌ كه‌ خط علاقه‌ خوانده‌ مى‌شود و دیگری‌ افقى‌ كه‌ خط مشرق‌ و مغرب‌ نام‌ دارد، به‌ 4 بخش‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. «چهار یك‌ چپ‌ از نیمة زبرین‌» را ربع‌ ارتفاع‌ مى‌خوانند و به‌ 90 بخش‌ تقسیم‌ مى‌كنند (شكل‌ 2، شم 5). ربع‌ مقابل‌ آن‌، یعنى‌ چهار یك‌ راست‌ از نیمة زیرین‌ ربع‌ ظل‌ نامیده‌ مى‌شود (شكل‌ 2، شم 6) و بر حسب‌ تانژانت‌ یا كتانژانت‌ صفر تا 90 درجه‌بندی‌ شده‌ است‌.

در برخى‌ اسطرلابها در زیر خط مشرق‌ و مغرب‌ دو مربع‌ نیز رسم‌ شده‌ است‌. معمولاً دو ضلع‌ بیرونى‌ مربع‌ سمت‌ راست‌ به‌ 12 قسمت‌ و دو ضلع‌ بیرونى‌ مربع‌ سمت‌ چپ‌ به‌ 7 قسمت‌ تقسیم‌ شده‌اند. تقسیمات‌ مربع‌ سمت‌ راست‌ اصابع‌ (جمع‌ اصبع‌ = انگشت‌)، و تقسیمات‌ مربع‌ سمت‌ چپ‌ اقدام‌ (جمع‌ قدم‌ = پا) نام‌ دارند. این‌ دو مربع‌ گاه‌ همچنین‌ جدولى‌ به‌ نام‌ جدول‌ طبایع‌ را در برمى‌گیرند. مربعات‌ و جدول‌ یاد شده‌ برای‌ تعیین‌ ارتفاع‌ اجرام‌ سماوی‌ به‌ كمك‌ سایة اشیاء، و نیز استخراج‌ احكام‌ نجوم‌ به‌ كار مى‌روند (بیرونى‌، همان‌، 299؛ وپكه‌، 155 -135 ؛ هارتنر، .(2525-2547 اسطرلاب‌ مسطح‌، معمولاً در اندازه‌های‌ میان‌ 8 تا 40 سانتى‌متر ساخته‌ مى‌شد. البته‌ اسطرلابهای‌ بسیار بزرگ‌تری‌ نیز ساخته‌ شده‌اند (نورث‌، .(105





طبقه بندی: اسطرلاب، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
اسطرلاب به بیانی مختصر ترAstrolabe

  اسطرلاب یکی از مهم ترین و کامل ترین ابزارها بوده و در تاریخ نجوم اهمیت داشته است.با اسطرلاب می توان ارتفاع ستاره ها،ماه و خورشید را تعیین کرد.هم چنین اسطرلاب،نمودارها و صفحاتی دارد که تعیین مکان ستاره ها نسبت به افق،تعیین مکان خورشید و ماه و سیارات را نسبت به ستاره های ثابت و تعیین زمان را ممکن می کند.

اخترشناسان قدیم با استفاده از اسطرلاب،زمان طلوع و غروب ستاره ها،خورشید،ماه و سیارات را تعیین می کردند.از اسطرلاب در اندازه گیری های زمینی هم می توان استفادهکرد.مثلا می توان فواصل اجسام،ارتفاع کوه و عمق چاه را اندازه گرفت.اسطرلاب انواع مختلفی دارد که اسطرلاب مسطح،کروی و خطی از آن جمله اند.اما اسطرلاب مسطح رایج ترین نوع بود که طی قرنهای میانی،تا حد ممکن کامل شد.احتمالااسطرلاب مسطح در حدود قرن دوم میلادی در یونان اختراع شد؛ولی در دوره اسلامی تکامل یافت و به یکی از مهم ترین ابزار های نجومی تبدیل شد.

قدیمی ترین نوشته های اسلامی درباره اسطرلاب از ابواسحاق فزاری (قرن دوم ه.ق) وماشاءالله علی بن عیسی،و محمد ین موسی خوارزمی (اوایل قرن سوم ه.ق) است.اروپائیان در قرون دوم و سوم هجری،بعد از اینکه مسلمانان اسپانیا را فتح کردند،با اسطرلابآشنا شدند.قدیمی ترین اسطرلاب اروپایی از حدود قرن 12 میلادی به یادگار مانده است.

طی هزار سال گذشته،کتاب های متعددی درباره اسطرلاب به زبان فارسی و عربی نوشتهشده است.کتاب های «معرفة الاسطرلاب» از محمد بن ایوب طبری(نیمه دوم قرن پنجم ه.ق)،«استیعاب» اثر ابوریحان بیرونی (قرن پنجم ه.ق) و «بیست باب» از خواجه نصیرالدین طوسی (قرن هفتم ه.ق) از آن جمله اند.طی این دوره اسطرلاب سازان مشهوری نیز دقیق ترین و زیباترین اسطرلابها را ساخته اند.محمد امین عبدالغنی در زمان شاه عباس اول،عبدالائمه (نیمه اول قرن دوازدهم ه.ق) و محمد مقیم بن عیسی (قرن یازدهم ه.ق) از جمله این اسطرلاب سازان ماهر بوده اند.اسطرلاب شاه سلطان حسین صفوی بی تردید زیباترین و دقیق ترین اسطرلابی است که می توان نام برد.این اسطرلاب هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود.

منبع:سایت ستاره شناسی اراک





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
کتاب اسطرلاب نوشته دنی ساووا

کتاب اسطرلاب توسط انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با همکاری بخش همکاری و فعالیت فرهنگی سفارت فرانسه در ایران چاپ و منتشر شده است . متن کتاب دو زبانه است و البته صفحه آرایی بسیار خوبی دارد.

دنی ساووا دکترای تاریخ علم دارد ، و بیشتر از همه به خاطر فعالیت هایش در زمینه ی ساعت های آفتابی شناخته شده است. او همان کسی است که ساعت آفتابی کتاب خانه ی ملی ایران را طراحی کرده است.

متن کتاب بسیار روان است ، ابتدا تاریخچه ای از اسطرلاب را ارائه می دهد ، سپس به ساختمان اسطرلاب می پردازد. از تصاویر خوبی در صفحه آرایی کتاب استفاده شده است. و تصاویر آموزشی آن نیز کاملا دقیق و گویا هستند.

آموزشی مقدماتی از نجوم کروی برای وارد شدن به مبحث ساخت اسطرلاب ؛ و روش بیان کردن آن نشان دهنده ی آن است که ساووا به راستی یک معلم علوم است. مباحث نجوم کروی کاملا به سادگی مطرح شده اند و یک دانش آموز دبیرستانی به راحتی می تواند با آن کنار بیاید.

سپس معرفی قسمت های سازنده ی یک اسطرلاب و رسم دوایر مهم به صورتی جذاب همراه با تصاویر بیان شده اند. اما تصور می کنم مهم ترین دلیلی که باید این کتاب را خواند آموزش روش استفاده از اسطرلاب به صورتی دقیق و آسان باشد ، که البته این آموزش به همراه کیت اسطرلابی که به همراه این کتاب عرضه می شود ، کامل می شود. توصیه ی من این است که برای روش ساخت یک اسطرلاب دقیق به کتاب های دیگر مراجعه کنید ، اما برای یادگیری روش کارکردن با اسطرلاب این کتاب یکی از بهترین هاست.

در انتهای کتاب جدول تغییرات طول سالانه ی خورشید و همین طور مختصات چند شهر مهم ایران آمده است.

تصاویری از چند صورت فلکی معروف پایان بخش کتاب است. نکته ی بسیار جالب نشان دادن این صورت های فلکی در صفحات کتاب به صورت نقاطی رنگی است ، چند صورت فلکی آشنا را در زمینه ی کتاب می توانید بیابید.

اما کتاب کمی اشکال در ترجمه دارد ؛ ای کاش یک منجم کتاب را ترجمه می کرد و یا حداقل در ویراستاری دقت بیشتری می شد. با توجه به این که کانون خود دارای یک مرکز رصد و نجوم می باشد وجود این بی دقتی های در ترجمه کمی تاسف برانگیز است. مثلا ecliptique  دارای معادل کاملا رایج دایره البروج است ، که در متن کتاب دایره ی خورشید گرفتگی ترجمه شده است. درست است که هر دو یک معنا می دهند ، اما جملاتی مانند : حرکت سالانه ی خورشید به وسیله ی دایره ی خورشید گرفتگی بر روی عنکبوتیه نمایش داده شده است ، یا خورشید تقریبا روزی یک درجه بر روی دایره ی خورشید گرفتگی پیش می رود ؛ کمی برای خواننده ی فارسی نا آشنا است. دایره البروج معادل بهتری است. ایراداتی شبیه به این چند جای دیگر نیز تکرار شده است ، تصور می کنم مترجم به یک واژه نامه ی نجومی قدیمی دسترسی داشته است ، و معادل هایی که به کار برده چندان امروزی و کاربردی نیستند.

نکته ی جالب دیگری که فکر می کنم ساووا نیز متوجه آن نشده باشد بخشی است که تحت عنوان "اسطرلاب و وقت نماز عصر" در انتهای کتاب ، برای چاپ در یک کشور اسلامی مانند ایران ، گنجانده شده است ، روش پیدا کردن زمان نماز عصر کاملا درست است ، اما نه بر طبق فقه شیعه که در ایران به آن عمل می شود. طبق فقه ما زمان نماز عصر بعد از زمان نماز ظهر است و " هنگامی که سایه ی یک شاخص عمودی ، با طول سایه اش در ظهر به اضافه ی طول خودش برابر می شود " هنگام نماز عصر در فقه حنفی است. ( و البته سه فقه دیگر اهل تسنن نیز برای شروع آن همین تعریف را دارند و تنها یکی از آن ها در زمان انتها دارای تعریف متفاوتی است )

البته این بحث عدم توجه به فقه شیعه در بررسی زمان های اسلامی متخص این کتاب نیست ، و می توان کتاب های دیگری ، مانند کتاب مهم دکتر الیاس ، تحت عنوان " ستاره شناسی زمان ها ی اسلامی " را مثال زد ؛ هر چند از آنجا که کتاب ساووا برای ایران نوشته شده و حتی جدول های طول و عرض جغرافیایی برای شهرهای ایران تهیه شده اند ؛ بهتر بود که به این مسئله توجه بیشتری می کرد.

کتاب اسطرلاب را می توانید از تمام مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهیه کنید.





طبقه بندی: اسطرلاب،  کتب نجومی،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
تعریف اسطرلاب

اسطرلاب دستگاه كچكی است كه برای تعیین بعضی مشخصات زمان،‌مكان و آسمان به كار میرود. به فارسی «جام جم» نامیده میبشده وی بتدریج كلمه یونانی اسطر لاب برای آن متداول شده است بنابراین اسطر لاب رایج و معمولی دستگاه و صفحه مدور فلزی است كه از جنس برنز و یا از آهن و فولاد و یا تخته بطرزی محاسبات كارهای نجومی ازقبیل پیدا كردن ارتفاع و زاویه آفتاب، محل ستارگان و سیارات و منزقه البروج و به دست اوردن طول و عرض جغرافیایی محل در تمام مدت شبانه روز و فصول مختلف سال، و همچنین برای محاسبه ازتفاع كوهها و پهنای رودخانه و سایر عوارض طبیعی زمین، و تعیین ساعات طلوع و غروب یكایك ستارگان،‌ثوابت و سیاراتی كه نام آنها بر شبكه اسطر لاب نقش بسته، و برای محاسبه ساعات دقیق طلوع آفتاب هرمحل ( علی – تاخصوص دردوره اسلام كه تعیین ساعات نماز هم بر آن اضافه شد) ساخته شده است. استفاده از دستگاه مذكور نیازی بعه داشتن و بكار ردن فرمولهای ریضی ندار.

به علاوه اسطر لاب برایب تعیین حدود اراضی و نقشه برداری و پیاده كردن مسیر راهها و قناتها و حفر معادتن و تعیین مسیر درونی آنها نیز به كار می رفته است. اما در موادر استفاهد اصل آن ر محاسبات زیر بوده است:

  به علت وجود علایم و سایر مشخصات آسمانی و مخصوصاً ستارگانی كه مورد نیاز مطالعه كنندگان قرار میگیرد، اسطر لاب ستارگانی راهنمای بسیار مفید و با  ارزشی در عمل مسیر یابی در بیابانها بوده، بویژعه دریانوردان برای جهت یابی ازآن استفاده می كرده‌اند. اروپائیان از قرن سیزدهم اسطر لاب را جزئی از یك دستگاه راهنمای كشتیها قرار دادند و كشتیها بدون داشتن اسطر لاب برنامه حركت خود را تنظیم نمیكردند.

انسیكلوپدی یا بریتانیكا در مورد اسطر لاب مینویسد

«اسطر لاب دستگاهی است كه برای اولین بار رسماً در دریا نوردی نیروی دریایی آلمان به كار رفت و توصیه كننده این دستگاه محقق و جغرافی دان معرف Martin Behain بوده است. سیالها پس از تاریخ این دستگاه را به نام ( پلانی اسفر) Plani Spere نامیدند. اسطر لاب دریانوردی درابتدا ازتنوع ساده ترنی اسطر لابها برگزیده شد و هم اكنون نوع فلزی و پلاستیكی كامل آن در ردیانوردی، پرواز با هواپیما و شناخت جهت مكان جغرافیایی عهواپیما و كشتیها در شب و روز به كار میرود.( شكل 1) پلانی اسفر پلاستیكی است كه برای وزارت دریاداری انكگلستان ساخته شده است.

در موزه شهر ادینبورگ Edinburgh اسكاتلند غرفه بسیار جالبی از اسطر لابهای دریانوردی موجدو است كه بعضی از انها ازكشتیهای مغروفه به دست آمده ، در سپتامبر 1972 به معرض نمایش گذارده شد. (شكل2) یكی از اسط لابهای كه از یك كشتی اسپانیایی غرق شده( جیرونا) درسال 1588 به وسیله غواصی به نما ( رابرت استین ویت) به دست امده، در ویترین موزه «آلتسر»بلفاست جای دارد.





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
تاریخچه نام اسطر لاب

یكی آنكه (اسطر) ار به معنی ترازو و (لاب) را به معنی آفتاب گرفته‌اند و (موید الفضلا) در كتاب ( نفائس الظنون) آنرا ارزوی آفتاب نامیده است.

و بعضی گفته‌اند (سطر) به زبان یونانی معنی آواز را دارد و لغت (لاب) نام فرزند (هرمس) ایت و اسطر لاب از ساخته‌های اوست كه گویند به دستور اسكندر مقدونی ساخته است(كشف اللغات). هرمس نام حكیم افسانه‌ای مصر است كه شاید هر گز وجود نداشته ، لكن در دوره اسلامی درباره او افسانه‌های فراوانی گفته شده است.

    بعضی گفته‌اند كه او همان افسانه‌های فراوانی گفته شده است. بعضی گفته‌اند كه او همان ( اخنوخ) است و نامش درتورات امده . و بعضی هم او را ( ادریس) پیغمبر دانسته‌اند. بعضی قائل به سه هرمس اول و دوم  و سوم شده‌اند و به هرمس سوم كتابهای گوناگون در احكام نجوم- كیمیا و جادو گری و نظایر آن نسبت داده‌اند و یك كتاب به نام ( عرض الفتاح النجوم) كه شاید ( عرض المفتاح النجوم ) بوده منسوب به هرمس به دست آمده كه دریمان كتایبهغای كتابخانه ( امبر سیانی) شهر میلانو وجود داشته است. ازطرف دیگر دربعض از كتب نوشته‌اد كه (لاب) پسر ادریس پیغمبر بده كه علم نجوم و هیئت میدانسته و اسطر لاب ازساخته‌های او است.حمزه بن حسین اصفهانی مولف كتاب تاریخ اصفهان كه مرواخن معروف اسلامی است و در قرن چهارم میزیسته، آنرا به معنی ستاره یاب دانسته اتست و از طرف دیكر بر اساس اطلاعاتی كه از متب قدیمی به دست آمده یكی دیگر از منجمینو تاسره شناسان علاقه مند به مسائل نجومی ایران قدیمی بعه دست امده كی دیگر از منجمین و ستاره شناسان علاقه مند به مسال نجومی ایران قدیم دنشمند و سرداری به تنام (یم) و یا (یمه) بوده كه در كتب قدیم با كلم (شید) كه به معنی خداوند و پادشاه استخوانده میشد كه او را (یمشید)یا جمشید می خواندند كه بعدها تبدیل به ( جم) گردید، دارای اسطر لابی بوده كه آنرا ( جام یم) و یا ( جام جم) میگفتند. ( جام جهان بین) و (جام جهان نما) و یا ( جام جمشید) هم نامیده‌اند.





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()
طراحی و ساخت اسطرلاب

استرلاب چگونه تنها با یك خط كش و پرگارخطهای استرلاب را بکشیم؟ پژوهشگران میتوانندبرای ساخت استرلاب ازین برگ چاپ بگیرند اما نمی توانند آنرا چاپ کنند © « حمزه اصفهانی آنرا فارسی معرب دانسته و به ستاره یابش تفسیر كرده گفته است : بزبان پهلوی آنرا جام جهان نما ( جام جمشید) خوانند . و گفته اورا جمعی پسندیده و مقرون بصواب دانسته اند و گفته اند : كه حروف آن با اسطرلاب چندان فرقی ندارد و جز با تغیر بعضی از حروف اختلاف بسیاری در آنها نیست .» [1] اسطرلاب ، ستاره یاب یا استرلاب یكی از كار آمد ترین ابزار اختر شناسی ، ستاره شناسی و مهندسی می باشد كه از روی جام جمشید ساخته شده است . هندسه یا نما و كشیده های استرلاب برخوردِ دایره هایِ چرخش روشنان گنبدِ آسمانی بر رویِ یك برگِ تخت ، می باشد . این نما با نمایِ یك جامِ جمشیدِ نیم كره ، با خطهای درون آن كه آن را با زور تخت كرده باشند برابری می كند . و انگار كه همه یِ نیم كره آسمانی بالای سرِ مارا بر یك جام كشیده و سپس بر برگِ تختی پرس كرده اند . در استرلاب چهار بعد زمان - ژرفا – پهنا – درازا ( x - y – z - t ) را به بند كشیده اند . و شبكه عنكبوت ( آسمان نمای ) آن با چرخش خود زمان را می پیماید و دایره های روی آن هم سه بعد را می نمایاند .تنها ابزار دیگری که چهار بعد را میتواند نشان دهد کامپیوتر است . جام جمشید ، گوی ستاره یاب ، استرلاب ، ربع دستور ، زمان سنج های آفتابی و دیگر ابزار اختر شناسی كهن ابزار كارآمد و مهندسی گذشته ی ما بوده است كه بسیاری از آنها در گنجینه های همه ی كشور ها پیداست[2] و بیشتر سازندگان آنها ایرانی بوده اند و زیباترین و درست ترین آنها ماندگار آنها می باشد . و ما آنها را فراموش کرده ایم با استرلاب می توان بسیاری از كارهای اختر شناسی ، گاهنامه ، ریاضی ، هندسه ، مهندسی ، نقشه برداری ... را انجام داد . گزارش روش كشیدن ستاره یاب ( استرلاب ) : * مولانا عبدالعلی بیرجندی برای كشیدن دایره های استرلاب یا ستاره یاب نوشته ها و دفتر های دست نویس بسیاری در گنجینه خوبِ ( كتابخانه خطی ) آستان قدس رضوی نگهداری می گردد . دو دفترِ خوب ازآن دفترها را سید جلال تهرانی بررسی و به گنجینه خوب نگهدارِ آستان قدس رضوی پیش كش كرده است . و بخش استرلاب آنها را با نوشته ای زیبا به نام مولانا عبدالعلی بیرجندی نامیده است . كه به شماره های 12208 و12176 بسادگی در دست رس پژوهشگران می باشد . بخش ستاره یاب ( استرلاب ) دفتر 12208 خوب تر و درست تر است و نویسنده رونوشت بهتری را در دست رس گذاشته است و جدول ( زیگ ) های آن بیشتر از دفتر 12176 است . مولانا عبدالعلی بیرجندی ، دفتر را چنین آغاز نموده است : « اما بعداین مختصریست در معرفت صنعت اسطرلاب شمالی و جنوبی مشتمل است بر بیست باب ...» بیرجندی در بخش نُخست دانستن روش كشیدن چندین هندسه و كلید هندسه های آنها را برای استرلاب ساز گزارش نموده است .كه چگونه با یك خط كش ساده و یك پرگار ، یك خط را دونیم كند ، از یك نقطه چگونه بر یك خط عمود كند ، چگونه مركز یك دایره را بدست آورد ، بر سه نقطه چگونه یك دایره بكشد ، از یك نقطه چگونه به موازاتِ( هم راستای ) یك خط ، خطی بكشد و همه ی كلیدِ هندسه آنها را گزارش كرده است . و سازنده استرلاب هم می تواند به آن روش بربرگه های مسی خودآن هندسه ها را بکشد . در بخش دوم بیرجندی روش بر گزیدن دایره دور و درونی استرلاب را گزارش نموده است و درستی دایره ها را از سازنده به خوبی خواسته است . گزینش اندازه دایره پایه كار ، با ستاره یاب ساز است . [ اندازه های ما از هزاران سال پیش بر پایه گز و ریزه اندازه های آن بوده است و نه متر و نه اینچ و نه سانتیمتر ؟! ستاره یاب سازان به خوبی میتوانند از اتو كد برای كشیدن هندسه ستاره یاب بهره ببرند . اتو كد كار را بسیار ساده می كند . و چنانچه با اتو لیست اتو كد بتوانند كار كنند كار خیلی ساده تر می گردد . ] . در بخش سوم بخش كردن دایره بیرونی استرلابرا به 360 درجه و كشیدن راستای شمال جنوب و شرق و غرب را گزارش كرده است .[ این زاویه بندی دور ، پایه ی كارِ گزینشِ همه یِ زاویه هایِ كشیدنِ دایره هایِ رویه های درونی استرلاب است و از روی جایگاه دندانه های آن زاویه ها ، استرلاب ساز می تواند استرلاب خود را بسازد . ] [ اكنون به بررسی بخش چهارم تا بخش دهم هر دو دفتر می پردازیم و هندسه ( هَندَزَه ) و اندازه و كلید هندسه آنها را برای پژوهشگران و خواستگان به روز در می آوریم . اگر به این نكته پی ببریم كه كار گذشتگان ما بیشتر با هندسه بوده است نه جبر و ما كم تر هندسه را می دانیم و بیشتر به روش عمو زاده های سلمی خود جبری می اندیشیم و همه چیز را به صفر و یك كامپیوتر بر گردانده و خود را از بینش و اندیشه هندسی دور كرده ایم . پژوهشگران باید به عرض جغرافیایی خانه یا شهر خود استرلاب را بكشند. بخش بندی دور كشیده ها به دندانه های 360 درجه ای بسبب شلوغ نشدن نگاره ها كشیده نشده است .اما پژوهشگران باید آنرا بكشید. میل خورشید از زاویه 23:26:19 در زمانها بلند كمی جابجایی دارد كه باید در آن زمانهای بلند پیدا و بكار گرفته شود. میل و بعد ستارگان هم ، همچنین است. در استرلابهای كهن میل خورشید را 24 درجه میگرفته اند. سه نگاره نخست را بر یك برگه می كشیم و ستارگان و آسمان نما را بر برگه ای دیگری. برگه آسمان نما را پس از پایان كار بر روی تلق شفاف ( ترانس) كپی كرده ، هردو برگه ، تلق و نگاره آماده شده نخست، را از میانگاه با میخ ریزی یا پیچ و مهره عینك به نازك بینی، بهم پیوند میزنیم. تا آسمان نما بر روی برگه زیری بچرخد و استرلاب درست شود. برای آسمان نما هم میتوانیم ستارگان با قدر بالا را بكشیم كه نام آنها را می دانیم یا كه تمام ستارگان را بكشیم. در بخش چهارم پس ازگزینش اندازه دایره پایه كار آنرا كشیده و دو قطر عمود برهم آنرا می كشیم و آنرا دایره ا- ب- ج – د می نا میم . [ برای نام گذاری روشِ كار از ا ب ج د برابر A B C D و ك ل م ن برابر K L M N و ق ر ش ت برابر Q R S T عمو زاده های سلمی و از حروف ابجد بهره برده ام ] . از نقطه ج به اندازه زاویه میل بزرگ از روی دندانه های دور360 درجه ای پایه كارزاویه میل بزرگ را بر گزیده و نقطه ح را می یابیم . از ح به د می كشیم بر خورد آن با خط ا ج نقطه ك می شود دایره ای به مركز ه و اندازه ه ك می زنیم و آنرا دایره ك ل م ن می نامیم این دایره مدار آغاز برج بره و ترازو و ن آغاز نوروز و مهر ماه را می نمایاند ( اول حمل ) . یا خط استوا می باشد . نقطه ط را در برخورد خط ه ح با دایره ك ل م ن بر می گزینیم و از آن به نقطه ن می كشیم برخوردش را با خط ا ج ، ق می نامیم و دایره ای به اندازه ه ق می كشیم و آنرا دایره ق ر ش ت می نامیم این دایره مدار آغاز برج خرچنگ ( مدار راس السرطان ) و آغاز گر ماه تیر است . دایره ا ب ج د هم دایره مدار برج بز( مدار راس الجدی ) یا آغاز گر دی ماه است . خط ا ج به گفته بیرونی خوارزمی خط نیمروزان و به گفته بیرجندی خط وسط السما است .  در بخش پنجم بیرجندی روش كشیدن كرانه ( افق ) و دایره های مقنطرات ( شیبِ روشنانِ آسمانی ) را گزارش نموده است .كلید هندسه آن چنین است : در دایره های بدست آمده و در نگاره 2 كمان ن ح را برابر اندازه زاویه عرض شهر بر می گزینیم . از ن به ح كشیده تا به ا ج در ط برخورد كند كمان م ی را هم برابر عرض شهر برگزیده و ن ی را می كشیم تا به ا ج در ق برخورد كند . نیم ط ق را ر می نامیم و دایره ط ش م ق ن و را به میانگاهِ ر و اندازه ر ط می كشیم . این دایره ، دایره كرانه ( افق ) می شود . و كمان ش م ق ن و كرانه یا افق استرلاب نامیده می گردد . برای كشیدن هر مقنطره ای مانند مقنطره ده درجه در آغاز به اندازه زاویه آن كمان ی ف و ح س را در دایره ك ل م ن از ح و ی بر می گزینیم از ن ، هم به س و هم به ف می كشیم تا با خط نیمروزان در ع و ص برخورد كنند . ع ص را نیم كرده ذ بدست می آید . به میانگاه ذ و اندازه ذ ع دایره ع ز ص غ را می كشیم كمان ز ص غ كمان مقنطره ده درجه است (شیبِ روشنانِ آسمانیِ ده درجه ) كمان های دیگر مقنطره ها را هم بدینگونه یكی یكی می كشیم . در بخش ششم تا هفتم بیرجندی روش كشیدن استرلاب جنوبی و جدول ( زیگ )های میل اجزا برجها ، زمان بلندترین روز در عرض های گوناگون و كشیدن دایره های زمانی معوج و مستوی ( كژ و راست ) را آورده است .  در بخش هشتم روش كشیدن دایره های سو ( سمت ) را چنیین گفته است . در نگاره پیش دایره كرانه را بدست آوردیم و از آن بهره برده دایره های درجه های سوی های را بدینگونه به روشِ نگاره سوم می كشیم . كلید هندسه آن چنین است :كمان ح ك و ط ل را برابر عرض شهر بر می گزینیم . از ن هم به ح و هم به ط می كشیم تا با خط نیمروزان در س و ی برخورد كنند . س جایگاه سر سو ( سمت الراس ) و ی سمت القدم می گردد . آنرا نیم می كنیم ر بدست می آید . از آن خط ز ر غ را همراستا ( موازی ) ب د می كشیم این كشیده جایگاه همه ی میانگاه های ( مركز های ) دایره های سوی ها اختر یابمان می گردد . اگر به میانگاه ر و اندازه ی ر س دایره ای بكشیم این دایره از م و ن باید بگذرد . كمان م س سوی 90 درجه و كمان ن س سوی 270 درجه را می نمایاند . ه ج راستای 360 درجه و ه ا هم راستای 180 درجه را نشان می دهد [ پژوهشگران باید بدانند كه عمو زاده های سلمی ما درجه 360 قطب نما ها را در نقطه شمال ( اباختر ) گذاشته اند و همه نقشه ها را هم بسوی شمال كرده اند اما نگاه و اندیشه گذشتگان ما همیشه بسوی آفتاب نور (هور ) و نیمروز ( جنوب ) بوده است و اندیشه پدران ما را از ما گرفته اند ؟! پس در بهره بری از استرلاب و برابری با قطب نما های بازاری نباید گمراهِ زاویه ها و سوی ها گردیم . ] چرخش زاویه های قطب نما ها چرخش سایه ی نك چوبك یا چرخش سایه ی نكِ برج رادكان است، كه بر پهنه ی زمین میچرخد. این زاویه ها با زاویه چرخش خودِ خورشید، كه بر استرلاب كشیده شده است، دو چرخش زاویه 360 درجه ای را پدید می آورد . پیشینه و دستور هر دو چرخش ایرانی میباشد. 360 در استرلاب در نیمروز (جنوب) گذاشته می شود اما در قطب نما ها در اباختر (شمال) گذاشته می شود. چرخش ساعت از روی چرخش سایه برگزیده شده است كه آنهم دستوری است ایرانی. واژه ساعت از واژه سایه ایرانی برگرفته شده است. برای كشیدن سوی های دیگر استرلاب مانند سوی 20 درجه شرقی درآغاز كمان ل ص را برابر 20 درجه بر می گزینیم . از س سر سو به ص می كشیم تا با دایره كرانه ( افق ) در ع برخورد كند . اكنون دایره ای میكشیم كه از سه نقطه س ، ع و ی بگذرد . [ میانگاه این دایره بر ز غ استوار می گردد . ] كمان س ذ سوی 340 درجه و كمان س ع سوی 160 درجه می گردد . همه ی سوی ها را هم به همین گونه یكی یكی می كشیم .  در بخش نهم بیرجندی روش كشیدن شبكه عنكبوت ( آسمان نما ) را چنین آورده است در آغاز ق ج را نیم كرده آنرا ر می نامیم و به میانگاه آن و اندازه ر ج دایره ج م ق ن را می زنیم این دایره كمربند برجها (منقطه برجها) میباشد . برای بخش كردن این دایره به 12 برج بیرجندی زیگی (جدولی) به نام« مطالع بروج » آورده و در آن برج ها را به 30 درجه بخش كرده و اندازه زاویه آنها را از آغاز دیماه ( راس الجدی ) در كمربند برجها نوشته است . برای روش ساده بخش كردن كمربند برجها ، برابر زیگ (جدول) و از خط ه ج زاویه 32 درجه و 12 دقیقه را بر می گزینیم و برخورد آن در كمربند برجها ط می گردد كه آغاز برج دال (دلو) یا آغاز ماه بهمن می باشد . ه ط را ادامه داده و برخورد آن را با كمربند برجها ف می نامیم كه آغاز برج شیر یا آغاز ماه مرداد است . برابر زیگ و از خط ه ج زاویه 62 درجه و 6 دقیقه را بر می گزینیم و برخورد آن را در كمربند برجها ی می نامیم كه آغاز برج ماهی ( حوت ) یا آغاز ماه اسفند می باشد . ه ی را ادامه داده و برخورد آن را با كمربند برجها ذ می نامیم كه آغاز برج خوشه یا آغاز ماه شهریور است . در راست كمربند برجها ز و غ را قرینه ط و ی برگزیده و ه ز و ه غ را ادامه می دهیم و برخورد ها را با كمربند برجها ع و ص می نامیم و كار بخش كردن كمربند برجها به 12 بخش به سامان می رسد . هر بخش را به سی تكه بخش می كنیم هر تكه یك درجه از كمربند برجها می گردد . [ پژوهشگران بدانند كه همه ی این بخش جدا از بخش های كشیده شده پیش می باشد و آسمان نما ( كمربند برجها و ستارگان ) بر استرلاب می چرخد و یكبار چرخش آن یك روز می گردد . [ گزارش 5 روز كمی 360 از 25/365 روز باشد برای آینده . به یاری خدا و پشتیبانی میراث فرهنگی در آینده گزارش بیشترِ جام جم ، استرلابكروی ، استرلاب ، ربع دستور ، گردونه استرلاب... را اگر تندرست و زنده باشم ، خواهم نوشت . ]  در بخش دهم بیرجندی روش كشیدن ستارگان و كلید هندسه آن را ، چنین آورده است . نگاره 4 برای كشیدن ستارگان در آسمان نما ( عنكبوت ) نیاز به جدول ( زیگ ) داریم . بیرجندی 40 ستاره را در زیگ خود آورده است و بُعد و درجه ممر آنها را نوشته است . [ پژوهشگران می توانند برای ستارگان از زیگهای عموزاده های خوب سلمی بهره ببرند یا خود پس از نخستین كسی كه درجهان همه ی ستارگان را به زیگ وارسته ای در آورده ( عبدالرحمان صوفی رازی ) زیگ ایرانی بنویسند ] . اكنون برای پیدا كردن ستاره ا كه درشت ترین ستاره پیكره شكارچی می باشد و در زمان هخامنشی ها سر شكارچی بوده است نه دست آن ( ید الجوزا ) در آغاز كمان ج ه ح را [ به راست چون ستاره شمالی است ] برابر بعد ستاره كه 26 : 24 : 7 است برمی گزینیم و از ن به ح كشیده برخورد آن را با نیمروزان ك می نامیم به میانگاه ه و اندازه ه ك دایره ای می زنیم این دایره مدار جابجا ای ستاره در استرلاب ما می باشد . زاویه ن ه و برابر با بعد آن كه 18: 55 5 ساعت [ هر ساعت برابر 15 درجه زاویه است ] و زاویه آن برابر 30 : 49 : 88 می گردد . [ عمو زاده های سلمی ما هم برابر دستور ایرانیان بعد ستارگان را از آغاز نوروز ( آغاز بره = نقطه گاما ) برگزیده اند و این زاویه از خط ه ن باید برگزیده گردد .] زاویه ن ه و را برابر 30 :49 : 88 بر می گزینیم برخوردش با دایره ك و سر شكارچی می گردد . ستاره تیشتر ( شعرای شامی یا Sirius یا كورش ؟! ] را چون جنوبی است به چپ خط نیمروزان می كشیم ( ش = تیشتر= شباهنگ ) و بدین گونه همه ی ستارگان و آسمان نما را می توانیم بر استرلاب خود مان بكشیم . مانند نگاره 5 . پژوهشگران میتوانند مانند گذشته دانش استرلاب، ستارگان با قدر بالا ( آلفا ) را بكشند اما باید آنها را خوب در آسمان و استرلاب بشناسند . این ستارگان باید در همه ی پهنه استرلاب كشیده شود . این ستارگان را مانند استرلابهای كهن میتوان با نك گلبرگ هایی آرایش نمود و نام ستارگان را بر آن گلبرگها نوشت .





طبقه بندی: اسطرلاب،  وسایل و ابزار نجومی، 
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط محسن | نظرات ()


این وبلاگ با هدف افزایش اطلاعات نجومی شما تاسیس شده است امیدواریم که اطلاعات ما مورد استفاده و رضایت شما قرار گیرد . ما را از انتقادات و پیشنهادات خود بهره مند سازید . به دلیل نتایج حاصل شده از نظر سنجی سعی می کنیم تا پست ها را به گونه ای بنویسیم تا بیشتر مورد استفاده دانش آموزان عزیز قرار بگیرد .متشکریم
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
آتشفشان ها در فضا (9)
تلسکوپ ها (20)
اسطرلاب (12)
ماده تاریک (15)
کتب نجومی (42)
کهکشان ها (32)
تاریخچه نجوم (11)
کسوف و خسوف (33)
مقالات جالب نجومی (44)
وسایل و ابزار نجومی (50)
دانشمندان علم نجوم (64)
اصطلاحات نجومی (130)
منظومه شمسی (41)
درباره علم نجوم (20)
نجوم در اسلام (43)
اجرام آسمانی (120)
دنباله دار ها (18)
سحابی ها (15)
ماهواره ها (39)
سیارک ها (15)
سیاه چاله (17)
ستارگان (31)
آموزش (115)
احسان
محسن
مهر 1391
شهریور 1391
فروردین 1389
بهمن 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Huddle
اندازه گیری فاصله ی زمین تا خورشید با استفاده از روش Halley
کهکشان کارت ویل
نکات جالب در مورد فضا
هاله تاریک (Dark halo)
نوار راه شیری
کهکشان راه شیری
کهکشان اندروما
ناحیه ساختار مارپیچ
شبه کره بسیار عظیم
برامدگی های کهکشانی
بازو های مارپیچی
کهکشان مار پیچی ( قسمت دوم )
کهکشان های نامنظم(قسمت دوم)
ویژگی کهکشان ها
لیست آخرین مطالب